X
تبلیغات
مدرسه غیردولتی قلم

مدرسه غیردولتی قلم

مسایل آموزشی و علمی آموزشگاه و شهرستان قدس

چگونه می توان دانش آموزان را خلاق بار آورد

چگونه می توان دانش آموزان را خلاق بار آورد
. در ضمن چنانچه زمینه را برای نمایش گذاردن آثار و هنرهای دانش آموزان برای سایر دانش آموزان و  اولیای آنان فراهم كنیم در پرورش ابتكار و خلاقیت دانش آموز گام درستی برداشته ایم. برای مثال ما در آموزشگاه خود ضمن نظر سنجی از دانش آموزان برای پر نمودن ساعات فوق برنامه، كلاس های آموزش طراحی روی سفال ، سرود و  تئاتر، طراحی پازل را آموزش می دهیم كه خوشبختانه با استقبال بسیار خوبی از دانش آموزان مواجه شدیم.

 

نتیجه :

خلاقیت توانایی و استعدادی است كه در نوع بشر عمومیت دارد و در پرورش این استعداد عواملی چون مهارت یابی ، آموزش پذیری ، سطح دانش و آگاهی ، میزان  تجربه، خطر پذیری  و نترسیدن از اشتباه و شكست تأثیر دارند. تعدادی از راهبردهای رشد خلاقیت در دانش آموزان به شرح زیر می باشد.

      ·       هدایت معلمان به استفاده از شیوه های نوین در تدریس

      ·       مشاركت دانش آموزان در حین تدریس ( ارتباط دو طرفه )

      ·       استفاده از قدرت تخیل و تصویرسازی در فراگیران.

      ·       ایجاد امنیت عاطفی، اجتماعی و فرهنگی برای دانش آموزان.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 23:33  توسط روح الله آزموده  | 

میلاد امام رضا علیه السلام مبارک

امام رضا علیه السلام :

ان من علامات الفقه: الحلم و العلم , و الصمت باب من ابواب الحكمه ان الصمت يكسب المحبه, انه دليل على كل خير.
از نشانه هاى ديـن فهمـى, حلـم و علم است, و خاموشى درى از درهاى حكمت است. خـامـوشـى و سكـوت, دوستـی آور و راهنمـاى هـر كـار خيرى است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مهر 1390ساعت 1:30  توسط روح الله آزموده  | 

30پیام قرآنی برای زندگی بهتر

- آداب راه رفتن (در راه رفتن خود میانه رو باش)لقمان، 19

2- آداب سخن گفتن (به هنگام سخن گفتن به آرامی و آهسته سخن بگو)لقمان، 19

3- اجازه خواستن (به خانه های دیگران بدون اجازه وارد نشوید)نور، 27 - 28

4- به خود کامی راه نرفتن (بر روی زمین با تکبر و خرامان راه مرو)لقمان، 18

5- دوری از گناهکاران (با مسخره کنندگان آیات خدا همنشین نشوید)نسأ، 140

6- سلام کردن (هرگاه بر خانه ای وارد شدید بر اهل آن خانه سلام کنید)نور، 27

7-فخر نفروختن و لاف نزدن (از مردم به نخوت رخ متاب) لقمان، 18

8- پذیرش دعوت (هنگامی که دعوت شدید اجابت کرده و داخل شوید)احزاب، 53

9- جای خود به دیگران وانهادن (در مجالس برای دیگران جای باز کنید)مجادله، 11

10-احترام به خویشان (گناهکاران ،درباره هیچ مومنی مراعات خویشاوندی را نمیکنند)توبه، 1٠

11- احترام به سیره مسلمانان (هرکس راه غیر مومنان را در پیش گیرد ... او را به دوزخش کشانیم)نسا، 115

12- احترام به شعائر الهی (ای کسانی که ایمان آورده اید حرمت شعائر الهی را نگه دارید)مائده، 2

13- احسان به پدر و مادر: بقره، 83؛ نسأ 36؛ انعام، 151؛ ابراهیم، 41

14- احسان به مردم (درباره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایگان و در راه ماندگان و همنشینان خود نیکی کنید) نسأ، 36

15- احسان به همسایه (درباره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایگان و در راه ماندگان و همنشینان خود نیکی کنید) نسأ، 36

16- احسان به همسفر (درباره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایگان و در راه ماندگان و همنشینان خود نیکی کنید) نسأ، 36

17-  پرهیزکاری (برای کسانی که پرهیزکاری کردند پاداش بزرگی است)آل عمران، 172؛ نسأ، 128؛ مائده، 93

18- اخلاص در عمل (اطاعتی بهتر است که برای خدا باشد) نور، 53؛ حج 78

19- و قیام برای خدا (برای خدا به پا خیزید و قیام کنید)مائده 8

20-اخلاق جنسی ( آداب مقاربت در این آیه بیان شده است)بقره، 222، 223

21- آداب خواستگاری (آداب خواستگاری بیان شده)بقره، 235

22- اخلاق خانواده (مردان سرپرست زنانند و همسران خوب فرمانبردارند )نسأ 34؛ نور، 61

23- برخورد با همسران ( ای کسانی که ایمان آوردید بر شما روا نیست همسران هود را اکراه کنید و آنان را تحت فشار قرار ندهید)نسأ، 19

24- برخورد نیک هنگام طلاق (ای مومنان اگر همسران خود را طلاق دادید مهرشان را بدهید وآنان را خوش و خرم رها کنید)احزاب 49

25- حقوق زن (مهریه همسرانتان را بعنوان هدیه ای از روی طیب نفس به آنان بدهید و اگر آن را به شما بخشیدند آن را برایتان حلال خواهد بود) نسأ، 4

26- رابطه زن و شوهر ( اگر زنی از شوهر خود سازگاری نکرد.... سازگاری و آشتی بهتر است)نسأ، 128

27- مهرورزی (خدا همسری از نوع خودتان آفرید تا به آنها آرام گیرید و میانتان دوستی و محبت قرار داد)روم، 21

28- صبر (و چون صبر کردندو .... آنها را هدایت کردیم)سجده، 24

29- یقین (وچون ... به آیات ما یقین داشتند .... آنها را هدایت کردیم)سجده 24

30- احترام به شخصیت دیگران ( ای دو رفیق زندانیم .....)سبأ، 24؛ یوسف، 39.



+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 20:2  توسط روح الله آزموده  | 

با لا بردن مهارت نوشتن دانش آموزان(مروتعلی افشاری)

به نام خالق زیبایی ها

خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد.

به منظور با لا بردن مهارت نوشتن دانش آموزان به موارد زیر توجه فرمایید:

 

  1. همه ی نوشته های کودک مورد تشویق قرار گیرد.
  2. نوشتن سر هم به رشد حافظه حرکتی و نگه داری ذهن کمک می کند.
  3. دانش آموز نوشته های خود را بخواند.
  4. متن های مختلف را بنویسد.
  5. نوشتن بر روی خط زمینه را رعایت کند.
  6. برنامه ریزی برای فعالیتهای خارج از مدرسه در خصوص نوشتن انجام گیرد.
  7. نوشته های زیبا برجسته گردد.
  8. جمله های زیبا و محبت آمیز و شعر و نقاشی در پایان رسیدگی  تکالیف درسی و نوشتاری دانش آموز را مشتاق و علاقه مند به انجام تکالیف نوشتاری  می نماید.
  9. مطالب و تکالیف نوشتاری زیاد و خسته کننده نباشد.
  10. برای تقویت عمل نگه داشتن قلم در دست و تقویت مهارت حرکتی ایجاد زمینه تمرکز حواس از بازیهایی همچون جورچین و خمیر بازی ،پاک کردن دانه های حبوبات و پاک کردن سبزی استفاده شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 20:52  توسط روح الله آزموده  | 

پرسشی پیرامون معجزه بودن قرآن

پرسشی پیرامون معجزه بودن قرآن

پرسش :

به دليل اين كه كسي نمي توانند مثل قرآن بياورد نمي تواند دليل معجزه بودن باشد؛ زيرا هر نوشته اي منحصر به فرد است، مثل شعر حافظ و يا خيام و امثال اين ها را هم کسي نتوانسته بياورد و همچنان اشعار و آثار آن ها بدون تغيير باقي مانده است. 

پاسخ :

براي روشن شدن پاسخ، نكاتي چند ذكر مي شود:
1. با دقت در عبارات سوال به دست مي آيد كه:
اولاً: قرآن مثل ندارد و كسي نتوانسته مانند آن را بياورد و ثانياً: قرآن تغيير نكرده و الفاظ و عباراتش به همان صورت اوليه اش باقي مانده است. ولي پرسش مورد نظر اين دو امر را مختص به قرآن ندانسته و اظهار داشته است كه هر كتابي اين دو ويژگي را دارد ـ مثل ندارد و تغيير هم نمي كند ـ و بعد بيان داشته است كه آن دو خصوصيت دليل بر معجزه بودن قرآن نيست. بنابراين لازم است اين دو مسأله مورد بررسي قرارگيرد تا روشن شود كه آيا واقعاً مثل نداشتن و تغيير ناپذير بودن، مخصوص قرآن است، يا ساير كتب مانند ديوان حافظ و ... هم آن دو ويژگي را دارند.

مثل نداشتن ويژگي منحصر به فرد قرآن:

قرآن كريم خود را بي مثل معرفي مي كند و همه علما و دانشمندان تمام عصرها را تا قيامت به صورت هاي مختلف و با جديت تمام به مبارزه و هماوردي دعوت مي كند:

1. در آيه اي تمام جنيان و انسان ها را از آوردن كتابي مثل قرآن عاجز معرفي مي كند و مدعي است كه حتي اگر همه آنها دست به دست هم دهند و هم فكري كنند تا كتابي مثل قرآن را بياورند نمي توانند چنين كاري كنند، آن آيه چنين است: «قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي ان يأتوا بمثل هذا القران لا يأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيراً»[1] يعني: « (اي پيامبر!) بگو: اگر جن و انس اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند يكديگر را كمك كنند.»

2. در آيه اي ديگر خواسته شده فقط ده سوره مثل سوره هاي قرآن بياورند: «ام يقولون افتريه قل فأتوا بعشر سور مثله مفتريات و ادعوا من استطعتم من دون الله ان كنتم صادقين»[2] يعني: «آيا مي گويند: او به دروغ اين (قرآن) را (به خدا) نسبت داده (و ساختگي است)؟! بگو: اگر راست مي گوييد، شما هم ده سوره ساختگي همانند اين قرآن بياوريد؛ و تمام كساني را كه مي توانيد ـ غير خدا ـ (براي اين كار) دعوت كنيد!»

3. در آيه 23 سوره بقره و آيه 38 سوره يونس به آوردن يك سوره مثل سوره هاي قرآن تحدي (هماورد طلبي) شده است، براي اختصار به ذكر آيه اول بسنده مي شود: «و ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فأتوا بسورة من مثله و ادعوم شهداء كم من دون الله ان كنتم صادقين» يعني: «اگر درباره آنچه بر بنده ما (پيامبر) نازل كرده ايم، شك و ترديد داريد، (دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد؛ و گواهان خود را ـ غير خدا ـ (براي اين كار) فرا خوانيد اگر راست مي گوييد.»
با توجه به آيات فوق نه تنها مجموع قرآن بي نظير است بلكه تك تك سوره هاي آن هم مثل ندارند كه ظاهراً در متن شبهه فوق اين مطلب دست كم درباره كل قرآن (به صورت مجموعي) پذيرفته شده است منتهي ادعا شده است كه اين ويژگي اختصاص به قرآن ندارد و ساير كتاب ها مانند ديوان حافظ و ... نيز مثل ندارند.
آري: اگر مقصود از «مثل» شباهت و همانندي در جميع جهات اعم از زبان، مكان و زمان تأليف و قرار گرفتن، نوع كاغذ، مؤلف، اندازه، الفاظ، معاني، نظم يا نثر بودن و ... باشد اين ادعا درست خواهد بود؛ و اصلاً هيچ چيزي كه مثل (شبيه كامل از جميع جهات) به چيز ديگري در جهان وجود نخواهد داشت: حتي نسخه هاي مختلف از يك كتاب، هر چند از جهت مؤلف، لفظ، محتوا، نوع خط و ... يكسان باشند باز مثل هم (به معني ذكر شده) نخواهند بود زيرا از جهات متعدد ديگري مثل مكان و وضع قرار گرفتن و ... باز هم متفاوت خواهند بود و با اين حساب اصلاً هيچ چيزي كه با چيز ديگر شباهت كامل و از جميع جهات داشته باشد، در جهان وجود نخواهد داشت، اما روشن است كه چنين معنايي براي «مثل» نادرست است؛ توضيح اينكه واژه مثل يك كلمه عربي است و قرآن نيز به زبان عربي نازل شده است بنابراين وقتي قرآن مدعي مي شود كه «مثل» ندارد و نخواهد داشت، بايد ديد مرادش چيست؟ و مثل به چه معنايي است؟

معني واژه «مثل»:

در كتاب «التحقيق في كلمات القرآن»، پس از ذكر عبارات چند كتاب لغوي معتبر در زبان عربي چنين نتيجه گرفته است كه اصل اين ماده به معني برابري چيزي با چيزي در ويژگي هاي اصلي و برجستة مورد نظر است. [3] بنابراين وقتي گفته مي شود قرآن بي «مثل» است، مقصود اين است كه: هيچ نوشته اي و سخني در اوصاف اصلي مانند فصاحت و بلاغت، مضمون عالي و ... مانند قرآن نيست. يعني نمي توان ارزش آن را در جهات مذكور بسان قرآن دانست. حتي نهج البلاغه امير المؤمنين علي ـ عليه السّلام ـ نيز با اين كه بسيار فصيح و بليغ و خارج از توان بشر عادي است و مضامين بسيار عالي دارد باز توان برابري با قرآن را ندارد. و در واقع معارف آن از قرآن اخذ شده است. و اما ساير كتاب ها هر چقدر هم كه زيبا و پر محتوا باشند باز با قرآن قابل مقايسه نيستند و مشابه دارند؛ به عنوان مثال در بين كتاب هاي ادبي مسلماً ديوان حافظ اگر برجسته ترين نباشد از جملة برجسته ترين ها مي باشد؛ اما اصلاً با قرآن قابل مقايسه نيست و مضامين عالي آن از قرآن اقتباس شده است چنانكه خود حافظ اين مطلب را گوشزد مي كند:
صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ هر چه كردم همه از دولت قرآن كردم[4]
و در جاي ديگر مي گويد:
عشقت رسد به فرياد گر خود به سان حافظ قرآن ز بر بخواني با چهارده روايت[5]
به علاوه كتاب هاي ديگري ممكن است وجود داشته باشند كه از جهت ارزش ادبي با ديوان حافظ قابل مقايسه باشند و بلكه در بعضي جهات بالاتر از آن باشند، چنان كه اشعار و نثر سعدي در باب موعظه قوي تر از حافظ است و مثنوي و معنوي مولوي در بعد عرفاني با ديوان حافظ قابل مقايسه است و به عقيده بعضي از علما اشعار عرفاني ابن فارض كه به عربي سروده شده قابل مقايسه با اشعار حافظ و بلكه قوي تر از آن است.[6]
تذكر: ممكن است كتابي در موضوعي نوشته شود و فعلاً نظير هم نداشته باشد ولي اين به جهت عجز ديگران از نوشتن كتابي مثل آن يا بالاتر از آن نيست، بلكه به جهت بي اهميت بودن آن موضوع، يا به جهت نبودن انگيزه براي كسي در نوشتن آن و يا ... است. ولي با توجه به تحدي (مبارزه طلبي) قرآن، دشمنان انگيزه هاي بسيار قوي براي مقابله به مثل كردن داشته و دارند و اقداماتي نيز در اين باره كرده اند و رسوا شده اند؛ در آينده نيز اگر كل انسان ها جمع شوند تا كتابي مثل قرآن، يا متني مثل يك سوره از قرآن بياورند نمي توانند چنين كاري كنند و اگر بر فرض محال چنين كاري انجام شود ديگر هيچ يك از مسلمانان قرآن را معجزه نخواهند دانست.

تغيير ناپذيري ويژگي قرآن:

همان طور كه اشاره شد، در شبهة مورد بحث با اذعان به تغيير ناپذيري قرآن، ساير كتب نيز تغيير ناپذير به شمار رفته اند؛ اما حق اين است كه تغيير ناپذيري قرآن مسلم است و بهترين شاهد آن هم اين است كه نسخه هاي مختلف قرآن در هر جا كه باشند همه از جهت الفاظ يكسان هستند و حتي در يك حرف نيز با هم اختلاف ندارند. ولي تغيير ناپذيري ساير كتاب ها به مزاح شبيه تر است تا به واقعيت و شاهد آن هم اين است كه بسياري از كتاب ها در طول زمان دچار تغيير شده يعني چيزي از آن كاسته شده يا چيزي به آن افزوده گرديده و يا مطالبش تغيير كرده است. بلكه گاهي چاپ دوم با چاپ اول تفاوت چشم گيري دارد كه اين تغييرات گاهي توسط مؤلف و گاهي توسط ديگران انجام مي شود. و در واقع غير قرآن شريف، بقيه کتاب ها، کتاب هاي ويرايشي هستند.

معجزه بودن قرآن:

در مباحث قبل روشن شد كه اولاً : قرآن مثل ندارد و كسي نمي تواند مثل آن را بياورد و تغيير ناپذير است ـ چنان كه در متن شبهه نيز به اين مطلب اعتراف شده است. ـ ثانياً: اين دو ويژگي مخصوص قرآن است و هيچ كتاب ديگري كه نوشته بشر است چنين خصوصيتي ندارد؛ و توجه به اين دو مطلب براي تصديق معجزه بودن قرآن كافي است. چرا كه: «معجزه به كار ويژه و خارق العاده اي گفته مي شود كه تنها فرستادگان الهي توان انجام آن را دارند و بشر عادي حتي اگر تمام قواي خود را به كار گيرد، از آوردن مثل آن عاجز و ناتوان است.»[7] و وقتي ثابت شد كه قرآن مثل ندارد و بشر عادي توان آوردن حتي مثل سوره اي از آن را ندارد، معجزه بودن آن ثابت مي شود. معجزه بودن قرآن در آية 23 سوره بقره ـ كه متن آن گذشت ـ به صورت قياس استثنايي بيان شده است: «اگر شما در حقانيت قرآن ترديد داريد و آن را ساختة فكر بشر مي پنداريد، پس آوردن همانند آن بايد براي شما ممكن باشد؛ در صورتي كه اگر همه شما توان خود را به كار گيريد قطعاً نمي توانيد مانند آن را بياوريد و همين ناتواني شما نشانة كلام الله بودن قرآن است.»[8]
و تغيير ناپذير بودن قرآن، معجزه بودن آن را بيش تر تأکيد مي كند. هر چند اين وصف يكي از اوصافي است كه قرآن را بي مثل مي كند.
لازم به ذكر است كه اعجاز قرآن، محدود به يك بعد نيست بلكه در ابعاد مختلف مانند ابعاد زير معجزه است: 1ـ درس نخوانده بودن پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ 2ـ فصاحت و بلاغت 3ـ آموزه ها و معارف عالي 4ـ هماهنگي و عدم وجود اختلاف در كل آيات قرآن 5ـ وجود خبرهاي غيبي در قرآن 6ـ طرح مسائل دقيق علمي 7ـ آفرينش هاي هنري و ... كه تفصيل اين ابعاد اعجازي قرآن در اين مختصر نمي گنجد و در منابعي كه معرفي خواهد شد مي توان مطالعه كرد.
برخي از انديشمندان غير مسلمان نيز وقتي با ديده انصاف به قرآن نظر كرده اند به عظمت، بلكه به اعجاز قرآن اقرار كرده اند[9] كه براي نمونه يك مورد ذكر مي شود:
بانو دكتر «لورا واكيا واگليري» استاد دانشگاه «ناپل» در كتاب «پيشرفت سريع اسلام» مي نويسد: «كتاب آسماني اسلام نمونه اي از اعجاز است ... قرآن كتابي است كه نمي توان از آن تقليد كرد، نمونه سبك و اسلوب قرآن در ادبيات، سابقه ندارد، تأثيري كه اين سبك در روح انسان ايجاد مي كند ناشي از امتيازات و برتري هاي آن است ... چطور ممكن است اين كتاب اعجاز آميز ساختة محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ باشد در صورتي كه او يك عرب درس نخوانده اي بود ... ما در اين كتاب گنجينه ها و ذخائري از علوم مي بينيم كه فوق استعداد و ظرفيت با هوش ترين اشخاص و بزرگ ترين فيلسوفان و قوي ترين رجال سياست و قانون است. به دليل اين جهات است كه قرآن نمي توان كار يك مرد تحصيل كرده و دانشمندي باشد.»[10]

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. آيت الله محمد هادي معرفت، التمهيد، قم: مؤسسة النشر الاسلامي، جلدهاي 4، 5 و 6.
2. همان، علوم قرآني، ناشر: مؤسسه فرهنگي انتشاراتي التهميد و سازمان مطالعه و تدوين كتب، علوم انساني دانشگاه ها (سمت)، چ دوم، 1379، ص 203 ـ 270.
3. آيت الله عبدالله جوادي آملي، قرآن در قرآن، قم: مركز نشر اسراء، چ دوم، 1378، ص 85 ـ 177.
4. همان، تسنيم، قم: مزكز نشر اسراء، چ اول، 1378، ج 2، ص 409 ـ 443.
5. شهيد آيت الله مرتضي مطهري، مجموعه آثار، تهران: صدرا، چ چهارم، 1377، ج 4، ص 426 ـ 617.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 0:9  توسط روح الله آزموده  | 

معجزه قرآن و ادعیه




معجزه قرآن و ادعیه

خواص دعاها و آیات قرانی در رفع مشکلات زندگی




دفع جن


امام علی بن ابی طالب علیه السلام فرمودند : هر کسی درجایی که خالی از سکنه است شبی را بسر ببرد و این آیه کریمه را بخواند فرشتگان اورا محافظت می کنند و شیاطین و جن ازاو دور می شوند . (سوره اعراف آیه 54)

اِنَّ رَبَّکُمْ اللهُ الَّذی خَلَقَ السَّمواتِ ..... ...... رَبَّ العالَمین

امام صادق (ع) فرمودند : هر کس برای دفع دیو وپری وجن سوره جن را هفت بار قرائت کند خداوند جن و پری را از او دور می کند .

امام صادق (ع) فرمودند : هر کس سوره احقاف را بنویسد وبا خود داشته باشد از شر جن و پری در امان خواهد بود ودر خواب وبیداری از همه آفات محفوظ می ماند و اگر شب آن را در زیر بالین خود بگذارد در شب هیچ آ فتی به اونخواهد رسید .




آشتی کردن :

گویند اگرکسی جهت آشتی کردن این آیه را 3 بار بخواند وبر روی آن کس دمد البته آشتی کند وعذر خواهد (مجرب است)

وتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَّدِلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ (سوره انعام آیه 115)




تنگدستی :


امام صادق علیه السلام فرمودند هر کس سوره ن والقلم را در نماز های واجب ونافله های خود بخواند خداوند بزرگ همواره اورا از اینکه دچار تنگدستی و ناداری شود حفظ می فر ماید و چون از دنیا رود از عذاب قبر و فشار آن اورا پناه دهد .




خیر و برکت


امام صادق (ع)فرمودند : کسی که سوره انعام را با مشک وزعفران بنویسد وآن را شسته از آب آن شش روز پی درپی بنوشد خیر و برکت زیادی نصیبش می شود وهیچ بدی به او نرسد واز هر درد و مرضی به اذن خدای متعال در امان باشد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 0:6  توسط روح الله آزموده  | 

بیش از 70 فرقه شیطان ‌پرستی در کشور فعال هستند.

چندی پیش یک گروه تحقیقاتی نسبت به گسترش شیطان‌پرستی در جامعه هشدار و خبر داده بود که اکنون بیش از 70 فرقه شیطان ‌پرستی در کشور فعال هستند.
 
 
شیطان پرستی اکنون در حال انتقال نمادها به جامعه است و بزودی به انتقال ایدئولوژی نیز خواهد پرداخت. شیطان پرستی دارای یک جهان بینی بوده و شیطان پرستان برای اثبات حقانیت خود شواهد زیادی دارند و در مواردی می توانند افراد 6 تا 60 سال را با خود همراه کنند.
 
 
شیطان پرستان اکنون در دانشگاه ها و بین دانشجویان رخنه کرده و به اجرای برنامه ها از جمله کنسرت در دانشگاه می پردازند. شیطان پرستان، شیطان را به عنوان قدرت غالب در جهان می دانند و اگر کسی می خواهد در جهان خوب زندگی کند باید با شیطان باشد به طوریکه معتقدند راه خدا از طریق ارتباط با شیطان می گذرد! اما نکته جالب توجه در این میان اینست که آنها از طریق تهیه فیلم و موسیقی، شیطان پرستی را ترویج می دهند و اکنون این موسیقی در میان تعدادی از جوانان دست به دست می شود. مظاهری سیف، نویسنده و جامعه شناس در این باره می گوید: ستاره پنج پر، دو مثلث معکوس روی هم (ستاره داود)، صلیب معکوس ( ضد مسیحیت) و نشانه آمون خدای مصریان را ازجمله نمادهای پیروان شیطان پرستی است. وی همچنین تاکید می کند: باید برای مقابله با این فرقه ها، موج فرهنگی در کشور ایجاد شود تا ماهیت این فرقه های انحرافی هر چه بیشتر به جامعه شناسایی شود. در همین حال یک مقام ارشد نیروی انتظامی می گوید: یکی از شرایط عضویت و پذیرش از سوی گروه های نوظهور شیطان پرستی، مصرف مواد تخدیری بسیار قوی از جمله کوکائین، حشیش و قرص های اکس است. وی تصریح می کند: دلیل استفاده این گروه ها از این مواد ورود به حالت خلسه برای انجام مراسم های ویژه آنان است. این مقام انتظامی کشور خاطر نشان می کند: شیطان پرستی پدیده جدیدی در ایران نیست، چنانکه پیش از این نیز در برخی شهرستان های کشور از جمله در یکی از شهرستان های استان کرمانشاه، فرقه های شیطان پرستی رسما اعلام موجودیت و فعالیت کرده بودند. این مقام نیروی انتظامی اظهار می دارد: بیش از 90 درصد دستگیر شدگان در پارتی یک گروه شیطان پرستی در کرج که در قالب اجرای کنسرت برگزار شد، از نقاط مرفه نشین تهران بودند و البته پس از دستگیری شمار بسیاری از این شرکت کنندگان، مشخص شد که اکثریت قریب به اتفاق آنان، هیچ اطلاعی از ماهیت فعالیت شیطان پرستی و عوامل برگزار کننده این پارتی نداشتند و صرفآ به قصد شرکت در پارتی و مهمانی شبانه دور هم آمده بودند.
 
 
یک آسیب شناس اجتماعی در مورد راههای جلوگیری از فعالیت گروههای شیطان پرستی گفت: آگاهی رسانی به نسل جوان و آموزش آنها درباره سرانجام شوم این حرکت ضد فرهنگی از طریق رسانه ها می تواند از گسترش حرکت آنها جلوگیری کرده و در صورت تداوم آنها را ریشه کن کند. این متخصص علوم رفتاری و آسیب شناس اجتماعی با بیان این مطلب گفت: با توجه به گسترش روزافزون فعالیتهای گروههای شیطان پرست در منطقه کشورهای اسلامی به ویژه ایران خطر این گروهها از نظر فرهنگی و اخلاقی به مرحله بحران رسیده است. مجید ابهری در ادامه افزود: از نظر تاریخی گروههای شیطان پرست دارای سابقه ای طولانی در منطقه هستند و سابقه آن در کشورمان بویژه در مناطق شمال غرب ایران به حدود 400سال پیش باز می گردد. چندی پیش یک گروه تحقیقاتی نسبت به گسترش شیطان‌پرستی در جامعه هشدار و خبر داده بود که اکنون بیش از 70 فرقه شیطان‌پرستی در کشور فعال هستند. بر اساس نتایج این تحقیق موقعیت جغرافیایی فعالیت این جریان مخرب و ویرانگر اخلاقی برخی ازشهرهای نقاط مرکزی و جنوب غربی ایران است و خشونت، خونخواری و آدم زدایی از ویژگیهای آن به شمار می رود به گونه ای که برخی از جوانان هوادار این جریانها با آسیب رساندن به خود و دیگران درصدد ارتقای جایگاه خویش در گروه هستند. تعداد شیطان پرستان شاید به یکهزار نفر نیز نرسد اما گروهی از روی کنجکاوی و یا به خاطر مسائل ضد اخلاقی و بی بند و باری جنسی به سوی آنها کشیده می شوند. این آسیب شناس اجتماعی تاکید کرد: شیطان پرستان استفاده از مواد مخدر روانگردان و آزادی بی بند و باری جنسی را جزو مراسم هفتگی خود قرار داده و با توجه به اینکه شیطان را مظهر مقاومت در برابر آدم قلمداد می کنند مخالف هر صفت انسانی بوده و اخلاق و امور اخلاقی را بر خلاف باورهای خود می دانند. ابهری در مورد راههای جلوگیری از فعالیت گروههای شیطان پرستی افزود: آگاهی رسانی به نسل جوان و آموزش آنها درباره سرانجام شوم این حرکت ضد فرهنگی از طریق رسانه ها بویژه تلویزیون و مقابله قانونی با مبلغان و سرگروههای این تفکر شیطانی در کوتاه مدت می تواند از گسترش حرکت آنها جلوگیری کرده و در صورت تداوم آنها را ریشه کن کنند
 
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 23:37  توسط روح الله آزموده  | 

هشدار!‌ همه مراقب باشند رواج شيطان پرستي در ايران

هشدار!‌ همه مراقب باشند
رواج شيطان پرستي در ايران
جام جم آنلاين: يک گروه تحقيقاتي نسبت به گسترش شيطان‌پرستي در جامعه هشدار داد و خبر داد كه اكنون بيش از 70 فرقه شيطان‌پرستي در کشور فعال هستند.

به گزارش برنا، موقعيت جغرافيايي فعاليت اين جريان مخرب و ويرانگر اخلاقي برخي ازشهرهاي نقاط مرکزي و جنوب غربي ايران است و خشونت، خونخواري و آدم زدايي از ويژگي هاي آن به شمار مي رود به گونه اي  که برخي از جوانان هوادار اين جريان‌ها با آسيب رساندن به خود و ديگران درصدد ارتقاي جايگاه خويش در گروه هستند.

بنا بر اين گزارش، رفتار خشونت آميز اعضاي گروهاي شيطان پرست با حيوانات و برخي از اطرافيان نيز بسيار تاسف‌بار و قابل تامل است.

يک کارشناس ارشد فرهنگي با اشاره به پوشش ها و مدل‌هاي جديد مد برخي از دختران و پسران از گسترش فعاليت گروه هاي شيطان پرستي ابراز نگراني کرد و گفت: اين جريان ضد فرهنگي از دهه 70 وارد کشور شد و در سايه غفلت مسئولان به سرعت در قالب شبکه هاي زيرزميني در برخي از شهرستان ها و مراکز استان و همچنين  تهران بزرگ ريشه دوانيد.

به نوشته برنا، در تحقيقات مستندي که به تازگي در اختيار مسئولان ارشد کشور قرار گرفته است، لباس هاي گشاد، لباس هاي رنگي جلف، انگشتر‌هاي خاص تيغ دار، دستبندهاي متنوع و عجيب، گردنبندهاي اسکلتي با موهاي بلند يا سر طاس به عنوان نشانه‌هاي ويژه گروه‌هاي همسو با شيطان پرستي بيان شده است.

در اين گزارش تاکيد شده است که علاوه بر ماهواره ها و سايت‌هاي اينترنتي، انتشار کتب متعدد براي ترويج اين جريان در داخل کشور عامل رواج اين فرقه ها شده است.

برنا خاطرنشان ساخت: جريان شيطان پرستي در غرب با ابزار موسيقي اعلام موجوديت کرد و روابط نامشروع، موسيقي متال، رفتارهاي ساحرانه و اعمال و مناسک خاص ماورايي و جادوگري از ويژگي هاي اين جريان است.
 
يك عضو گروه تحقيقي كه علاوه بر گزارش، فيلم مستندي از فعاليتها و رفتارهاي شيطان پرستان در ايران تهيه كرده است،‌ در گفت وگو با برنا،  حتي از نفوذ علائم گروههاي شيطان پرستي در رسانه هاي گروهي کشور سخن گفت و از اين وضعيت، ابراز تاسف کرد.

 وي كه نامش فاش نشده است، گفت: متاسفانه برخي از آهنگ هاي آگهي بازرگاني، و  تيتراژ برخي فيلمها و سريال ها، در کنار صحنه آرايي برخي برنامه ها، برگرفته از آئين‌ها و ملودي‌هاي گروههاي شيطان پرستي است.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 23:6  توسط روح الله آزموده  | 

انواع و رویکردهای شیطان پرستی

شیطان پرستی فلسفی

این نوع گرایش عبارت است از اینکه محور و مرکز عالم انسان است‌. این شاخه از شیطان‌پرستی به پایه‌گذاری این فرقه به آنتوان لاوی نسبت داده می‌شود.او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی استفاده نمود) در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و بزرگترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمی‌دانند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیده‌ای ندارند. به هرحال زندگی این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست.

در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را عبث می‌شمارند و به آنها به دید ترس از مسائل ماوراء الطبیعی می‌نگرند و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای “جهان واقعی” را تشکیل می‌دهند. به طور شفافی، آموزه‌های شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد چرا که این تعالیم از آموزه‌های یهودی-مسیحی نشئات گرفته‌است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید نگاشته‌است [۳]

شیطان‌پرستی لاویی [ویرایش]

این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوان‌لاوی که در کتاب انجیل شیطان تشکیل شده‌است. لاوی موسس کلیسای شیطان بود و تحت تأثیر نوشته‌های نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارکی دو ساد، ویندهام لویس، چارلز داروین، آمبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده‌است. شیطان در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی ندارد.یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود می‌داند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلو برنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف می‌دانند باید به طرز فکر گروهی خواص وفادار نباشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایش‌های انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی می‌دانند و در بشر دوستی خود، بدون تامل عمل کنند[۲]

شیطان پرستی دینی [ویرایش]

این نوع شیطان پرستی شبیه شیطان پرستی آنتون لاوی است اما با این تفاوت که در این نوع شیطان گونه‌ای جنبه خدایی و متافیزیکی دارد و این جنبه برداشته شده از ادیان ابراهیمی، افسانه‌ها، آیین‌های متفاوت و یا صرفا ساخته شده ذهن پیروان آن می‌باشد.[۴]

شرپرستان [ویرایش]

این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل «خوردن نوزادان»، «کشتن گوسفندان»، «قربانی کردن دختران باکره» و «نفرت از مسیحیان» هستند. این طرز فکر در کتاب «مالیوس مالیفیکاروم» دسته بندی شده‌است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (۱۴۹۰) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالبی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است.

فلسفه شیطانی [ویرایش]

شیطان در ۹ جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود:

  1. شیطان می‌گوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.
  2. شیطان می‌گوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی.
  3. شیطان می‌گوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
  4. شیطان می‌گوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.
  5. شیطان می‌گوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت. (اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید هرگاه برادری به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند)
  6. شیطان می‌گوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام‌های غیر مادی
  7. شیطان می‌گوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه می‌روند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت‌های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته‌است.
  8. شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته می‌شوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر می‌شوند.
  9. شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها است.[۵] [۲]

و در مقایسه با این جملات، لاوی ۹ گناه شیطانی را نیز نام برده‌است :
حماقت، ادعا و تظاهر، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه به آنها داده‌اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی ناکافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می‌پوساند) و کمبود محسنات. [۲] [۶]

لاوی ۱۱ قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی‌های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده‌است :

  1. هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
  2. هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
  3. وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
  4. اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
  5. هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
  6. هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
  7. اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته‌هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
  8. هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
  9. کودکان را آزار نده.
  10. حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.
  11. وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.[۲]
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 23:4  توسط روح الله آزموده  | 

شیطان پرستی

شیطان پرستی (به انگلیسی: Satanism) یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک می‌دانند. شیطان پرستی را در گروه «راه چپ» مخالف با «راه راست» طبقه بندی می‌کنند.[۱] دست چپی‌ها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستی‌ها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگ‌تر بدست می‌آورند. لاوییان‌ها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمی‌کنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می‌شود و عموماً آنها را افرادی می‌شناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش می‌کنند.[۲]

پنداره‌ای از شیطان، اثر گوستاو دوره در کتاب بهشت گمشده، نوشته جان میلتون

شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنمایی‌های موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایش‌های ادیان گذشته اجتناب می‌کنند و بیشتر گرایش‌های خودپرستانه دارند.[نیازمند منبع] به گونه‌ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی می‌بینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده‌گرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب می‌کنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان می‌دهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی می‌شوند. [۳] [۴]



تاریخچه [ویرایش]

مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته‌است. شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی را به قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد.[۲]

شیطان به کسی گفته می‌شود که باعث شیطنت شود و شیطنت یعنی تحریک کردن برای انجام عملی نادرست و طبق آیات قرآن در آیه 36 سوره بقره شیطان (که در چند آیه قبل ابلیس را شیطان معرفی کرد) موجب لغزش آدم و حوا شد؛ پس شیطان از ابتدای آفرینش انسان وجود داشته و تنها به ابلیس منتهی نمی شود و هر کسی را که با عث لغزش شود را شیطان میگویند.

موضوعی که امروزه درباره شیطان پرستی قدیمی وجود دارد و در برخی کتابها دیده می‌شود به این مطلب برمی‌گردد که اصولا شیطان را کلیسا به وجود آورد تا تمام بدیها و پلیدیها را به آن نسبت دهد تا به نوعی هم خدمتی به بشریت کرده باشد و گناهان را از خود دور کند و جادوگران را نیز که در قرون وسطا از قدرت زیادی برخوردار بودند با عنوان جادوگران سیاه به عنوان پیروان شیطان معرفی کند تا هم گناهان را دفع کند و هم قدرت جادوگران را کم کند.[۲]

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 23:2  توسط روح الله آزموده  | 

اعجاز عددي قرآن

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981ميلادي زمامبسم الله الرحمن الرحیم

اعجاز عددي قرآن Exclamation Shocked Exclamation

تساوي عددي و هماهنگي رقمي و تناسب در موضوعات قرآن، موضوعي است كه قدرت بشري از دريافت دقيق آن ناتوان بوده و از توضيح كامل وبيان آن در مي ماند. به عنوان نمونه تعدادي از تناسبهاي عددي آيات قرآن را بيان مي نمائيم.

اجر

واژه(اجر: مزد): 108 بار در قرآن آمده و به همين اندازه واژه (فعل: كار) آمده است.

جزا

كلمه(جزاء: پاداش- كيفر) 117 بار در قرآن به كار رفته و (مغفرت)334 بار. پس آمرزش دو برابر كيفر به كار رفته است!

ابليس

در قرآن لفظ ابليس 11 بار آمده و عيناً به همين تعداد، يعني 11 بار، فرمان به استعاذه (پناه بردن به خدا) تكرار شده است.

آيات

واژه ( آيات: نشانه ها) 382 بار در قران آمده وبا توجه به اينكه واژه ( الناس:مردم) 241 بار و (الملائكة: فرشتگان)86 بار و (عالمين: جهانيان) 73 بار در قرآن بكار رفته، كلمه(آيات) به اندازه مجموع واژه هاي (ناس- ملائكه و عالمين) به كار رفته است.

ايمان

ایمان و مشتقات آن 811 بار در قرآن به كار رفته و لفظ (علم) و مشتقات آن 782 بار و مترادف (علم) يعني(معرفت) با مشتقاتش 29 مرتبه در قرآن آمده است. در نتيجه (علم ) و(معرفت) و مشتقات آن دو، مجموعاً 811 بار تكرار شده اند كه مساوي با لفظ (ايمان) به كار رفته اند.

بر

لفظ برّ( نيكي) و تمام مشتقاتش 20 بار در قرآن آمده كه با واژه (ثواب) و مشتقاتش برابر است.

جحيم

كلمه جحيم( دوزخ) 26 بار در قرآن تكرار شده كه برابر با لفظ عقاب (كيفر) مي باشد.

حرث

واژه حرث( كشت)14 بار در قرآن آمده، و به همين اندازه واژه زراعت ( كشاورزي) به كار رفته است.

دنيا و آخرت

كلمه (دنيا) در قرآن 115 بار به كار رفته و واژه (آخرت) نيز عيناً 15 بار در قرآن آمده است.

رسل

واژه (رسل) 368 بار تكرار شده و واژه نبي 75 بار ، بشير18 بار و نذير 57 بار كه مجموع ارقام مذكور 518 مرتبه است. جاي شگفتي است كه اين عدد با تعداد مواردي كه اسامي پيامبران آمده برابراست. يعني اسامي پيامبرن الهي ( آدم- نوح – موسي و...) نيز 518 بار در قرآن به كار رفته است.

صيام

واژه (صيام: روزه) و (صبر: شكيبايي) و (درجات: بيمناكي) و (شفقت: مهرباني) هر كدام 14 بار در قرآن آمده است.

عقل

كلمه (عقل) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده و با موارد به كار رفته واژه (نور) در قرآن برابر است .

محبت

واژه (محبت ) و مشتقاتش 83 بار در قرآن آمده كه به همين تعداد واژه ( طاعت : فرمانبرداري ) در آيات وجود دارد .

لسان

كلمه ( لسان: زبان) 25 بار در قرآن آمده است كه با تعداد ( موعظه: پند و اندرز) برابر است.
امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.

هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است


تصوير منتسب به فرعون زمان حضرت موسي عليه‌السلام

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898ميلاديكشفشده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟

چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی‌که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد و با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟

و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.

پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر كند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نمايد.

یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]

ما امروز پيكرت را [از آب‏] نجات مي‌دهيم تا عبرت آيندگان شوى، و همانا بسيارى از مردم از آيت‏هاى ما بى‏خبرند
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: "من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم."

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.

و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب "قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید" بود
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 22:23  توسط روح الله آزموده  | 

معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!

نگامی که فرانسوا میتران در سال 1981ميلادي زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزم

 معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي! عمر دنيا و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) - سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!

نسبت عمر دنيا به عمر زمين: سوره ي 50 (ق): آيه ي 38: "ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد" سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9: "بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"   امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند. اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است. در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است). اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود! عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد. جواب 3 بدست مي آيد. اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!  

سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني: سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3: "سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"  در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند. نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند. امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده). باور نداريد؟ گوش كنيد! قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند). كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!  

بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا: سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37: "آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!" سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47: "و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!" سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104: "در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!"   با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند. مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون). قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است! و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).   و اين سخن حقيقت است!

ایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.

هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است


تصوير منتسب به فرعون زمان حضرت موسي عليه‌السلام

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898ميلاديكشفشده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟

چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی‌که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد و با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟

و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.

پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر كند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نمايد.

یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]

ما امروز پيكرت را [از آب‏] نجات مي‌دهيم تا عبرت آيندگان شوى، و همانا بسيارى از مردم از آيت‏هاى ما بى‏خبرند
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: "من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم."

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.

و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب "قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید" بود

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981ميلادي زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.

هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است


تصوير منتسب به فرعون زمان حضرت موسي عليه‌السلام

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898ميلاديكشفشده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟

چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی‌که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد و با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟

و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.

پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر كند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نمايد.

یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]

ما امروز پيكرت را [از آب‏] نجات مي‌دهيم تا عبرت آيندگان شوى، و همانا بسيارى از مردم از آيت‏هاى ما بى‏خبرند
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: "من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم."

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.

و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب "قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید" بود
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم فروردین 1390ساعت 22:21  توسط روح الله آزموده  | 

مطالب جالب در باره ی قرآن

مطالب جالب در باره ی قرآن

×                  قرآن دارای 6236 آیه است

×                  قرآن دارای 114 بسم الله الرحمن الرحیم است

×                  آیه 288 سوره بقره به آیه وام دادن نیز معروف است و بزرگترین آیه قران

×                  کوچکترین آیه قرآن « مدها متان » در سوره الرحمن است .

        


       بهترین شب در قرآن شب قدر است

×                  بهترین سوره قرآن « یس » است

×                  سوره « حمد » به مادر قرآن معروف است

×                   سوره فجر به سوره امام حسین (ع) معروف است

×                  سوره های اسراء حدید ، حشر ، صف ، جمعه ، نفابن ، واعلی به مسبحات مشهورند . 

×                  86 سوره قرآن مکی ، و 28 سوره مدنی است

 ×                  سوره « یس » به قلب قرآن مشهور است

×                  سوره های سجده ، فصلت ، نجم و علق عزانم مشهورند .

×                  سوره حمد به زبان بندگان نازل شده است .

×                  قرآن کریم در سوره « حمد » خلاصه شده است .

×                   سوره توبه « بسم الله الرحمن الرحیم » ندارد

×                  سوره الرحمن به « عروس » قرآن معروف است

×                  سوره نمل دو « بسم الله الرحمن الرحیم » دارد

×                  سوره حمد دو مرتبه بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده یک بار در مدینه و یک بار در مکه

×                  در سوره « همزه » از افراد عیبجو انتقاد شده است

 ×                  سوره های « فلق » و « ناس » به معوذتین معروفند

 ×                  سوره عادیات منسوب به حضرت علی (ع) است

×                  سوره اسراء به « بنی اسرائیل » معروف است

×                  سوره ای که در شان اهل بیت (ع) نازل شده است سوره « دهر » است .

×                  سوره « حجرات » سوره اخلاق و ادب است

 ×                  داستان گوساله پرستی بنی اسرائیل در سوره « طه » بیان شده است .

×                  آیه الکرسی در سوره بقره قرار دارد .

×                  آیه معروف « و ان یکاد الذین کفروا ... » در سوره قلم قرار دارد . ×                  دعای « ربنا آتنا فی الدنیا حسنه ... » در سوره بقره آیه 201 می باشد .

×                  در آیه 7 سوره احزاب نام پنج تن از پیامبران اولوالعزم  بیان شده است .

 ×                  آیه معروف « امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف و السو ء » در سوره نمل آیه 62 می باشد .

×                  آیه ای که سر بریده امام حسین (ع) در شام تلاوت فرمودند آیه 9 سوره کهف می باشد .

×                  آیه حجاب در سوره نور آیه 31 می باشد .

×                  آیه مشهور ولایت در سوره مائده آیه 55 می باشد .

×                  آیه ای که 5 وقت نمازهای یومیه در ان آمده است در سوره اسراء و آیه 78 می باشد .

×                  در آیه 6 سوره مائده مراحل وضو بیان شده است 

 ×                  به آیه « اناالله و انا الیه راجعون » « استرجاع » می گویند . ×                  منفورترین کار حلال نزد خداوند « طلاق » است .

×                  داستان معراج حضرت محمد (ص) در سوره اسراء بیان شده است  .

×                  حضرت عیسی (ع) هم اکنون زنده است .

×                  حضرت یحیی (ع) به خاطر حمایت از عفعت و حجاب به شهادت رسید .

×       نام گرامی پیامبر (ص) 5 بار در قرآن آمده است ، 4 بار به نام محمد (ص) و یک بار به نام احمد در سوره صف آیه 6 .

×                  پیامبری که به هم سخن خدا ملقب شده است حضرت موسی (ع) « کلیم الله » می باشد .

 ×                  حضرت نوح به « شیخ الانبیاء » معروف است .

×                  حضرت هود بر قوم عاد مبعوث شد .

×                  لقب حضرت محمد (ص) حبیب الله است .

×                  پیامبر اکرم (ص) هنگام تلاوت آیه 61 سوره یونس می گریست . ×       پیامبرانی که با همدیگر در یک زمان می زیستند عبارتند از ( ابراهیم و لوط ) ، ( یوسف و یعقوب ) ، ( موسی و هارون) .

×                  حضرت ایوب (ع) نمونه صبر و بردباری بود .

×                  کتاب حضرت داود (ع) زبور بود .

×                  حضرت ابراهیم (ع) جد اول حضرت محمد (ص) بوده اند . ×                  حضرت زکریا کفالت حضرت مریم را بر عهده داشت .

×       آیه 86 سوره هود اولین آیه ای است که حضرت مهدی (ع) هنگام ظهورشان بر زبان مبارکشان جاری می سازد .

 ×                  آیه 3 سوره مائده که درباره خلافت و جانشینی علی (ع) است آخرین آیه ای است که نازل شده است .

×                  سوره ای که در شأن حضرت زهرا (س) نازل شده « کوثر » است . ×                  دختر حضرت شعیب (ع) به عفت و حیا مشهور است .

×                  دو زن نمونه که قرآن به آنها اشاره نموده است عبارتند از : آسیه زن فرعون ، مریم مادر عیسی (ع)

×                  زن ابو لهب هیزم کش جهنم است .

×                  دو زن که به گمراهی از آنها نام برده شده است عبارتند از : زن لوط و زن نوح .

×       ستمگرانی که نامشان در قرآن آمده عبارتند از : جالوت ، هامان ، سامری ، نمرود ، فرعون ، قارون و ابولهب .

×                  حیوانی که نمرود را به هلاکت رساند « پشه » بود .

×                  پرندگانی که لشکریان ابرهه را به هلاکت رساندند « ابابیل » نام داشتند .

×                  اصحاب کهف 309 سال در غار خواب بودند .

×                  حیوانی که همراه اصحاب کهف به غار پناه برد سگ بود .

 ×                  لقب حضرت یعقوب (ع) اسرائیل است .

 ×                  قرآن طی مدت 23 سال بر پیامبر اکرم (ص) نازل شده است . ×                  اولین گرد آورنده قرآن حضرت علی (ع) بود .

×                  نخستین مفسر قرآن حضرت علی (ع) بود

×                  نگاه کردن به قرآن کریم عبادت است

×                  سید رضی جمع آوری کننده سخنان حضرت امیرالمومنین در نهج البلاغه است .

×                  نهج البلاغه 239 خطبه ، 79 نامه و 480 حکت ( اندرز  ) دارد . ×                  ماههای حرام در سال ، چهار ماه ذی القعده ، ذی الحجه ، محرم و رجب .

×                  حضرت نوح ، ابراهیم ، موسی ، عیسی و محمد (ص) 5 پیامبر اولوالعزم هستند .

×                  صفات مومنان در سوره شوری ، اهل توکلند ، اهل اطلاعات و نماز ، اهل مشورت ، اهل انفاق هستند

×       در سوره حجرات به سه نوع ادب اشاره می کند . ادب در برابر خدا ، ادب در برابر رسول خدا و ادب مردم در مقابل یکدیگر .

×                  هدف از آفرینش انسانها عبادت خداست .

×       آیه شریفه ، ( ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنو صلو علیه و سلمو تسلیما ) در سوره احزاب آیه 56 می باشد .

×                  خمس که یکی از فروع دین است در آیه 41 سوره انفال بر مسلمانان واجب شده است .

×       نام دیگر قرآن ( فرقان ) جدا کننده حق از باطل است . در سوره فصلت آمده : اعضا بدن انسان در روز قیامت به سخن در می آید و به اموری شهادت می دهند . التماس دعا


+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم فروردین 1390ساعت 23:52  توسط روح الله آزموده  | 

هفت سین قرآنی(روح الله آزموده)

"هفت سین قرآن مجید"


 

 

1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)

" از جانب پروردگار [ی] مهربان [ به آنان] سلام گفته می شود."

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده : " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.

پس ندایی بر می خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند.

2- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /79)

" درود بر نوح در میان جهانیان."

چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح علیه السلام ، سلام می فرستد ، سلامی که در میان جهان و جهانیان باقی می ماند و تا دامنه قیامت گسترده می شود ، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم ؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می شود ، به خصوص اینکه لفظ " العالمین" معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسانها ، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی گیرد.

3- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/109)

" درود بر ابراهیم."

در آیات پیش از این آیه ، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار و پراستقامت بر حضرت ابراهیم ، و جریان دستور ذبح اسماعیل -  فرزند ایشان - و تسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است ک پس از یاد آوری این قضایا ، خداوند می فرماید: سلام بر ابراهیم [ آن بنده مخلص و پاک باد.]

4- سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/120)

" درود بر موسی و هارون."

درآیات پیش از این آیه ، خداوند ضمن آیاتی ، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل می فرماید:

- ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم . ( صافات/115)

- ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند . ( صافات/116)

- ما به آن دو ، کتاب آشکار دادیم . ( صافات/117)

- ما آن دو را به راه راست هدایت نمودیم . ( صافات/118)

- ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی وبرقرار ساختیم . ( صافات /119)

و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند برآن دو سلام می رساند.

سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان.

سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است.

سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است.

5- سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/130)

" درود بر پیروان الیاس" (1)

خداوند می فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امتهای بعد جاودان کردیم.( صافات /129)

امتهای دیگر ، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس وسلاله ی او ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند ، هرگز فراموش نخواهند کرد ، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است.

تعبیر به " ال یاسین" به حای" الیاس" یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه " الیاس" بوده و هر دو به یک معنی است ، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است.

6- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/73)

" ... سلام برشما ، خوش آمدید ، در آن درآیید [ و] جاودانه [ بمانید]

در این آیه ، خداوند می فرماید که بهشتیان وقتی به بهشت می رسند ، در حالی که درهای آن گشوده شده است ، در این هنگام نگهبانان بهشت ، آن ملائک رحمت به آنها می گویند : سلام بر شما ، گوارا باد این نعمتها بر شما ، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.

7- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/5)

" [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . "

این آیه ، در توصیف شب قدر است . آن شبی است که قرآن درآن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است ، خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می گردند.

پی نوشت :

 (1)  در تفسیر قمی در ذیل آیه اتدعون بعلا آمده كه قوم الیاس ( علیه السلام ) بتی داشتند كه آن را بعل می نامیدند / (و در كتاب معانی به سند خود از نوح قادح از امام صادق ( علیه السلام ) از پدرش از پدران بزرگوارش از علی ( علیهم السلام ) روایت كرده كه درباره آیه سلام علی آل یس فرمود : یس رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) است / و آل یس ما هستیم / مؤلف : و از كتاب عیون از امام رضا ( علیه السلام ) نظیر این حدیث روایت شده /  و البته این دو روایت بر این مبنی صحیح است كه ما آیه را به صورت آل یس بخوانیم ، همچنان كه در قراءت نافع و ابن عامر و یعقوب و زید این طور قراءت شده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389ساعت 0:52  توسط روح الله آزموده  | 

تصویرقرآن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 18:42  توسط روح الله آزموده  | 

پیدایش حجاب

پیدایش حجاب آغاز و پیدایش حجاب و پوشش مربوط می‌شود به دوران زندگانی حضرت آدم و حوا علیهم السلام. هنگامی که آن دو بزرگوار مرتکب آن خطا شدند و از درختی که خداوند میوه‌اش را ممنوع نموده بود تناول کردند. «فَلمّا ذاتا الشَجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیما من ورق الجنه …؛ چون از آن درخت تناول کردند زشتی‌هایشان آشکار شد و بر آن شدند تا از برگ درختان بهشت ، خود را بپوشانند…» (سوره اعراف _ ۲۲) در تفسیر آیه فوق آمده است که آدم و حوا علیه‌السلام ، قبل از ارتکاب این خلاف ، برهنه نبودند بلکه پوششی داشتند که در قرآن ، نامی از چگونگی این پوشش برده نشده ، اما هر چه بوده نشانه‌ای بر شخصیت آدم و حوا و احترام آنها محسوب می‌شده که با نافرمانی ، از اندامشان فرو ریخته است. به این ترتیب خوردن از میوه ممنوعه توسط آدم و حوا علیه‌السلام صرف نظر از فلسفه و حکمت آن در نظام آفرینش ، نخستین تحولی که در آنها بوجود آورد، این بود که آنها در حریم «ستر» و عفاف با حقیقت برهنگی روبرو کرد و بلافاصله با برگ درختان بهشت خود را پوشاندند. این واقعیت تاریخی به سادگی نشان می‌دهد که حجاب و پوشش بعنوان یکی از مظاهر حیا و عفت ، امری فطری و طبیعی بوده و برای تامین سلامت روح و روان فرد و جامعه از کمال اهمیت برخوردار است. فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن کریم قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید می‌فرماید : حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید و جنبه حیوانی ننگرند و این حرمت را مخصوص زنان مسلمان دانسته ، لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را ، بدون قصد تباهی جایز می‌داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‌بهره‌اند. قرآن کریم وقتی مسئله لزوم حجاب را بازگو می‌کند علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان می‌فرماید: «ذلک اَدنی اَن یَعرِفنَ فَلا یُوذین» (سوره احزاب _ ۵۹) برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند» چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند. حجاب حق الهی شبهه‌ای که در ذهنیت بعضی افراد هست این است که خیال می‌کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده برای او بوجود آورده و بنابراین حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است. راه حل این شبهه در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم همچنین مربوط به مرد هم نیست تا مرد بگوید من راضییم ، و همینطور مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند، حجاب زن حق الهی است. حرمت زن اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه خانواده ، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود چون حرمت زن به عنوان حق الله مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد و اگر جامعه‌ای این درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می‌شود که در غرب ظهور کرده. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم. زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن داده و فرموده این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن آنگاه جامعه به صورتی در می آید که قرآن در آن حاکم است. جامعه‌ای که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آنها مادران هستند و ما چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رافت و رقت می‌دهد و رافت و رقت در همه مسائل کارساز است.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 18:41  توسط روح الله آزموده  | 

تجوید

تجوید ، علم قرائت فصیح قرآن و فن تلفظ صحیح حروف آن . این علم مجموعه قواعد و ضوابطی را برای صحیح خواندن حروف و کلمات قرآن و نیز دیگر مباحث آواشناسی در برمی گیرد. در مرحلة عملی ، این مهارت بر اساس اداء و استماع به افراد آموزش داده می شود. تجوید در لغت به معنای تحسین ، زیباسازی ، نیکو گفتن ، سالم و بی عیب گردانیدن است (راغب اصفهانی ؛ جوهری ؛ ابن منظور؛ مرتضی زبیدی ، ذیل «جود») و در اصطلاح ، عبارت است از تلفظ حروف عربی از جای خود، به گونه ای که حق صفات هر حرف و نیز احکام آن بخوبی اداء و رعایت شود (قاری ، ص 21)؛ بدین ترتیب ، هدف از علم تجوید توانا ساختن قاری بر تلاوت زیبا و استوار و تلفظ فصیح حروف قرآن کریم و حفظ زبان از اشتباه در خواندن کتاب الاهی است . ابن جزری * (متوفی 833) در التمهید فی علم التجوید (ص 47) تجوید را زیور تلاوت و زینت قرائت می داند.

به نظر اغلب فقها، تلفظ صحیح حروف عربی در قرائت حمد و سورة نماز واجب است ، اما فراگیری تجوید و اجرای همة ضوابط آن ، بدانگونه که قاریان ممتاز رعایت می کنند، شرعاً واجب نیست (برای نمونه رجوع کنید به طباطبائی یزدی ، ج 1، ص 653) بلکه از محسّنات و امور تخصصی تلاوت به شمار می آید.

تجوید را می توان به دو بخش نظری و عملی تقسیم کرد: تجوید نظری مجموعه قواعد و ضوابطی است که دانشمندان مسلمان برای صحیح خواندن حروف و کلمات قرآن وضع نموده اند، از قبیل بحث مخارج حروف ، صفات حروف ، تفخیم و ترقیق ، ادغام ، مدّ و قصر و مانند اینها. محمد مکّی نصر در نهایة القول المفید (ص 13) می گوید: «حق حرف به صفاتی گفته می شود که در ذات حرف بوده و لازمة آن باشد»، یعنی قوام حرف و تلفظ صحیح آن به رعایت این صفات وابسته است ، به طوری که این صفات را نمی توان از حرف تفکیک نمود، مانند صفت جَهْر، شِدّت ، اِستعلا. مستحَقِّ حرف به کیفیت و حالاتِ صوتی گفته می شود که در اثر پیوند حروف و ترکیب آنها به وجود می آید، مانند تفخیم که ناشی از صفت استعلا، و تکریر و ترقیق که ناشی از صفت اِستِفال (معنای آن در لغت : به پایین میل کردن ) است . همچنین ادغام و اخفا و اِقلاب و مدّ و مانند اینها که از مستحقات حروف اند.

به طورکلی ، در تجوید از دو جهت به حروف و صداها توجه می شود؛ یکی تلفظ صحیح هر حرف به صورت منفرد با رعایت صفات لازم آن (حق حرف )، و دیگری تلفظ هر حرف با توجه به حرف مجاور آن در ترکیب (مستحق حرف ).

اگر چه تجوید با قوانین و مهارتهای عملی قرآن سر و کار دارد و به عبارت دیگر نوعی آواشناسیِ قرآن کریم است ، اما گاهی در منابع علم تجوید، مباحث دیگری نیز مطرح می گردد که از آن جمله است : علم مرسوم الخط که شامل مباحثی چون مقطوع و موصول ، حذف و اثبات و جز اینهاست ؛ مباحثی از علم صرف ، مانند التقای ساکنین و همزة وصل ؛ و گاه مطالبی از علم وقف و ابتدا که بیشتر با مفاهیم قرآن از لحاظ جمله بندی و آغاز و پایان عبارتها و آیات ارتباط دارد، هرچند بحث کیفیت وقفِ آخر کلمات از مباحثی است که دقیقاً با آواشناسی و آواهای قرآنی ارتباط دارد.

تجوید عملی ، فن و هنر تلاوت قرآن کریم بر اساس تلفظ صحیح حروف و اصوات ، با لهجة فصیح عربی است (نیز رجوع کنید بهتلاوت ). این بخش مبتنی بر اداء و استماع است . تجوید از فنونی است که باید از طریق تمرین در قاری ملکه شود (نصر، ص 12؛ دانی ، ص 70).

قاری قرآن روش صحیح تلفظ و ادای کلمات قرآن را از استاد ماهر و شیخ خود فرا می گیرد، سپس آنچه را فراگرفته است ، بر استاد می خواند تا وی تصحیح کند و به قاری اجازة قرائت دهد. این سنّت از صدر اسلام رایج گردیده و قرائت الفاظ قرآن در نهایت دقت و امانت نسل به نسل حفظ شده و به ما رسیده است . وجود مدارسِ حفظ و قرائت قرآن با نامهای گوناگون نیز گواه بر این مطلب است . در بارة مُصعَب بن عُمَیر که رسول خدا او را برای تعلیم قرآن و احکام اسلامی به مدینه فرستاد، آمده است که وی در «دارالقرّاء» فرود آمد (فضلی ، ص 16). به گفتة ابن جزری ، مصعب بن عمیر اولین کسی بود که «مُقرِی » نامیده شد ( غایة النهایة ، ج 2، ص 299؛ نیز رجوع کنید به قرائت * ). بنابراین ، تجوید عملی ، هنر و فنی است که از طریق مُشافهه حاصل می شود و در قاری به صورت ملکه در می آید و تفاوت درجة قاریان در این امر کاملاً مشهود است .

یکی از مهمترین مسائل در تلاوت قرآن فصاحت است . قاری قرآن هنگامی موفق است که بتواند هریک از حروف و اصوات را مطابق لهجة فصیح عربی ادا کند. در آیین نامة مسابقات جهانی حفظ و قرائت قرآن کریم که در ایران برگزار می شود، از مجموع چهل امتیازی که به تجوید تعلق می گیرد، چهار امتیاز به فصاحتِ تلاوت اختصاص دارد (سازمان اوقاف و امور خیریه ، ص 3).

در بارة اصل و منشأ تجوید و علم آواها (علم الاصوات ) در فرهنگ اسلامی ، اطلاع دقیقی در دست نیست . پیش از مسلمانان ، این علم نزد یونانیان و هندیان وجود داشته و بیشتر برای خواندن متون مذهبی به کار می رفته است . یونانیان در بارة حروف ملفوظ ، بر اساس کیفیتِ استماع بحث می کردند (آواشناسی شنیداری ) و به کیفیت تولید حروف و نقش اندامهای صوتی در تلفظ توجهی نداشتند. هندیان ، برخلاف یونانیان ، اساس کار خود را بر کیفیت تولید حروف قرار دادند (آواشناسی تولیدی ) و ازینرو آواها را بسیار دقیقتر از یونانیان وصف کردند (ابن سینا، یادداشت خانلری ، ص 101).

نخستین اثر مستقل در علم تجوید، القصیدة الخاقانیة تدوین ابومزاحم موسی بن عبیداللّه بن یحیی بن خاقان مشهور به خاقانی (متوفی 325) است (حاجی خلیفه ، ج 1، ستون 354، ج 2، ستون 1337). قبل از آن نیز برخی مباحث راجع به علم تجوید، تدوین شده بود، اما به عنوان علمی مستقل معرفی نشده بود، بلکه در خلال علم قرائات ــ مثلاً در شرح و توضیح مفردة هریک از قرائتهای معتبر (هفت گانه ، ده گانه یا بیشتر) ــ به قواعد تجویدی آن نیز اشاره می شد، مانند ادغام در قرائت ابوعمرو بصری و سَکْت بر همزه در قرائت حمزه کوفی .

نخستین اثر موجود که در آن مبحث مخارج حروف مطرح شده ، کتاب العین اثر خلیل بن احمد فراهیدی است . برخی در انتساب این کتاب به او تردید دارند (ابن سینا، یادداشت خانلری ، ص 102ـ103). اندکی بعد سیبویه (متوفی 177)، شاگرد خلیل ، کتابی در نحو و ادبیات عرب تألیف کرد و در پایان آن مبحثی را به تلفظ حروف و مخارج و صفات آنها اختصاص داد (ج 4، ص 431ـ485). پس از وی بیشتر دانشمندان مسلمان ، روش او را در تبیین مخارج حروف و صفات آن برگزیدند و گاهی چیزی بر آن افزودند، مثلاً ابن جنّی (متوفی 392) در بحث صفات حروف ، صفات اِصمات و اِذلاق را به صفات متضاد افزود (ج 1، ص 74؛ نیز رجوع کنید به انیس ، ص 110). به عقیدة رابینز (ص 214)، زبان شناس انگلیسی ، سیبویه برای وصف آواشناختی حروف عربی ، روش جدید و منحصر به فردی ارائه کرد که بمراتب از علم آواشناسی غربی ، چه در دورة سیبویه چه در دوره های پیش از او، کمال یافته تر بود. سیبویه و دیگر دانشمندان مسلمان توانستند اندامهای گفتار و شیوة تولید حروف را به روشی منظم تبیین کنند.ایشان وصف آواها و حروف را از جایگاه پسین (حنجره و حلق ) شروع و به جایگاه پیشین (لبها و خیشوم ) ختم نمودند و مختصاتی چون «اطباق » (نرمکامی شده ) را که ویژة اصوات مُفَخَّم عربی است ، بخوبی شناخته و وصف کردند. همچنین اصوات عربی را به مجهور و مهموس تقسیم کردند، که این تقسیم بندی بدون هیچگونه اشتباهی صورت گرفته است (ستوده نیا، ص 11).

علم تجوید منشعب و برگرفته از علم قرائات است و در کتب قرائات بخشهایی بدان اختصاص یافته است . از کتب معروفی که قبل از کتاب سیبویه تألیف شده اند، اینهاست : القراءات یحیی بن یَعْمُر (متوفی 90)، القراءات اَبان بن تغلب کوفی (متوفی 141)، القراءات مُقاتل بن سلیمان (متوفی 150)، القراءات ابوعَمروبن علاء (متوفی 154)، القراءات حمزة بن حبیب الزیّات (متوفی 156)، القراءة محمدبن حسن رواسی کوفی (متوفی ح 170) و القراءات عبدالحمیدبن عبدالمجید اخفش اکبر (متوفی 177) (فضلی ، ص 27ـ 28). نخستین کسی که از میان قرائتهای متعدد، هفت قرائت را برگزید، ابن مجاهد (متوفی 324) بود (برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به قرائت * ). وی در کتاب معروف السبعة فی القراءات ، ضمن بررسی قرائتهای گوناگون ، به بحث در بارة قواعد صوتی و تجویدی هر قاری پرداخته است . اهم این قواعد عبارت اند از: احکام نون ساکن و تنوین در قراءات سبع ، های کنایه ، احکام همزة منفرد، احکام دو همزه (تسهیل ، ابدال ، حذف )، مدّ و قصر، فتح و اِماله ، اِشمام و رَوْم .

ابن جنّی با تألیف کتاب المحتسب فی تبیین وجوه شَواذّ القراءات به توجیه قواعد صوتی و تجویدی قرائات شاذ (غیر از قرائتهای هفت گانه ) پرداخت . ابوعَمرو عثمان بن سعید دانی (متوفی 444) مهمترین اثر در علم قرائات را تألیف کرد و آن را التیسیر فی القراءات السبع نامید. مباحث این کتاب همان مباحثی است که قبلاً در کتاب السبعه آمده بود. اثر دیگر وی التحدید فی الاتقان و التجوید است . وی سبب تدوین آن را کم توجهی معاصرانش نسبت به تجوید تلاوت و تحقیق قرائتِ قرآن ذکر کرده است (ص 68).

از قرن چهارم و پنجم به بعد، آثار بسیاری در علم قرائات و تجوید تدوین شد. درخشانترین اثری که تاکنون نیز مورد استفادة استادان و قاریان قرآن در دانشگاهها و مراکز تعلیم قرائت در کشورهای اسلامی خصوصاً مصر و سودان و عربستان و تونس قرار گرفته ، قصیدة حِرْزالامانی و وجه التهانی سرودة ابوالقاسم بن فِیُّره شاطبی (متوفی 590)، بر پایة کتاب التیسیر فی القراءات السبع ، است . با توجه به اهمیت این اثر بیش از سی شرح بر آن نگاشته شده که از آن جمله است : سراج القاری المبتدی و تَذکار المقری المنتهی تألیف ابوالقاسم علی قاصح عذری (متوفی 810)، ارشاد المرید الی مقصود القصید اثر علی محمد ضباع استاد مراکز قرائت قرآن در مصر، که در 1357 تألیف شد، الوافی فی شرح الشاطبیه فی القراءات السبع اثر عبدالفتاح عبدالغنی قاضی (متوفی 1403).

از آثار مهم دیگر در این علم ، کتاب النشر فی القراءات العشر تألیف ابن جزری است که اواخر جلد نخست و بخشی از جلد دوم آن به احکام تجوید اختصاص دارد. اثر دیگر وی المنظومة الجزَریة فی التجوید است که در آن احکام تجوید در 107 بیت آمده است . یکی از شروح مهم آن ، المِنَح الفکریة نوشتة علی بن سلطان محمد قاری و دیگری الدقائق المحکمة فی شرح المقدمة نوشتة شیخ زکریا انصاری است .

کتاب لطائف الاشارات لفنون القراءات تألیف شهاب الدین احمدبن محمد قَسطَلانی (متوفی 923)، علاوه بر پرداختن به علوم مختلفِ قرائت قرآن ، بحثی ابتکاری در مقایسة حروف دارد که در آثار پیشین کمتر به چشم می خورد. صرف نظر از مباحث احکام تجوید، در بیشتر آثاری که در بارة مخارج و صفات حروف است ، مطالبی آمده که سیبویه در الکتاب آورده است و مؤلفانِ سپسین گاهی در مطالب سیبویه تغییری مختصر داده یا مطالبی بر آن افزوده اند. تنها کسی که در این میان روش جدیدی ارائه کرد، ابن سینا بود. وی رسالة خود اسباب حُدوث الحروف را با بحث در بارة کیفیت تولید صوت آغاز کرده و سپس کیفیت تولید حروف و مخرج هریک را بیان کرده و در فصلی به تشریح اندامهای گفتار انسان ، از قبیل حنجره و حلق و زبان و دهان ، پرداخته است . او نخست به حدوث و تولید حرف توجه کرده و سپس کیفیت استماع حروف را توضیح داده است . در واقع ، ابن سینا در آن زمان به اصول تجویدی و آواشناسی تولیدی (مخارج الحروف ) و همچنین آواشناسی شنیداری (صفات الحروف ) دست یافته بود، هرچند روش علمی و پژوهشی او با دیگران متفاوت است . البته ترتیب مخارج حروف در بیان ابن سینا به ترتیب سیبویه نزدیک ، اما با آن متفاوت است (ستوده نیا، ص 18؛ نیز رجوع کنید بهابن سینا، یادداشت خانلری ، ص 103).

در کتب تجوید، مؤلفان مستقیماً به موضوع صوت شناسی (آواشناسی )، یعنی آوا و حروف و ساختار کلمات در قرائت قرآن ، می پردازند و گاهی برای فهم کامل آنها از تصاویر و توضیحاتی استفاده می کنند. نخست حروف الفبای عربی همراه با مخارج حروف ، یعنی جایگاه تلفظ آنها در دستگاه گفتاری انسان و خصوصیات بیان آنها، بررسی می شود. در اطلس اصوات اللغة العربیة تصاویری واقعی از حنجره ، حلق ، دهان ، دندانها و لبها با پرتونگاری تهیه شده است . در نرم افزارهای رایانه ای ، از جمله «نرم افزار آموزش تجوید»، این تصاویر به وسیلة رایانه بازسازی شده است که محل دقیق تلفظ هر حرف را در هنگام تلفظ آن نشان می دهد.

در مبحث صفات حروف ، حروف الفبا را بر اساس کیفیت صوتی و خصوصیات هریک ، در دو دسته صفات متضاد و غیرمتضاد قرار می دهند. صفات متضاد شامل ده صفت اند که در دو گروه پنج تایی قرار دارند. هریک از حروف می تواند فقط پنج صفت متضاد را به خود اختصاص دهد. در میان حروف الفبای عربی ، ده حرف ف ح ث ه ش خ ص س ک ت صفت «هَمْس » دارند و بقیة حروف «مجهور» هستند. هشت حرف أ (همزه ) ج د ق ط ب ک ت دارای صفت «شدت » و بقیه دارای صفت «رخوت »اند. البته علمای تجوید، پنج حرف ع م ر ل ن را دارای صفتی بین شدت و رخوت دانسته اند. هفت حرف خ غ ق ص ض ط ظ صفت «استعلاء» و بقیه صفت «اِستفال » دارند. چهار حرف ص ض ط ظ صفت «اِطباق » و بقیه صفت «انفتاح » دارند.

شش حرف ف ر م ن ل ب صفت «اِذلاق » و بقیه صفت «اِصمات » دارند.

جز صفات متضاد، صفات دیگری مطرح است که صفت ضدی برای آنها ذکر نکرده اند، از جملة آنهاست : صفت «قَلقَله » در پنج حرف ق ط ب ج د ، وقتی که ساکن باشند؛ صفت «تکریر» در حرف ر ؛ صفت «صفیر» در سه حرف س ص ز ؛ صفت «تَفَشّی » در حرف ش ؛ صفت «انحراف » در دو حرف ل ر ؛ صفت «استطاله » در حرف ض ؛ صفت مدّ در الف ، واو، و یای مدّی ؛ و صفت «نَبْر» در همزه .

دیگر عناوینی که در علم تجوید مطرح اند عبارت اند از: تفخیم و ترقیق حرف «لام » جلاله و حرف «راء»، ادغام تام و ناقص ، ادغام متماثِلَین ، ادغام متجانِسَین ، ادغام متقاربَین ، احکام نون ساکن و تنوین شامل اخفا و اظهار و اِقلاب و ادغام ، احکام میم ساکن ، مدّ و قصر شامل مدّ طبیعی و مدّ متصل و منفصل و صله و مدّ لازم و مدّ عارض و غیر آن ، احکام لام ساکن ، احکام های کنایه ؛ احکام همزه شامل تحقیق همزه ، تسهیل ابدال و حذف ، امالة کبری ' و تقلیل ، اشمام ، و رَوْم و غیر آن .

امروزه در مصر ــ که الگوی قرائت در جهان اسلام است ــ لفظ تجوید و مشتقات آن گاهی در معنای قرائت به کار می رود که نشان دهندة جنبة آهنگین و تلاوت بسیار زیبای قرآن است .

گاهی بر روی دوره های نوارِ تلاوت قرآن عنوان «المصحف المُجَوَّد» دیده می شود. در مصحف مجوّد، کلمات قرآن با تأنی و وقار خوانده و قواعد تجوید به طور کامل رعایت می گردد. در این روش ، از «اَلحان » استفاده و نغمات آهنگین با یکدیگر ترکیب می شود. قرائت تحقیق استادمحمد عبدالصمد عبدالباسط و استاد شیخ محمود خلیل حُصَری از این نوع است . تلاوت سی جزء قرآن با این روش حدود شصت تا هفتاد ساعت به طول می انجامد.

اگر تلاوت با سرعت بیشتری انجام شود، به آن «المُصْحَفُ المُرَتَّل » می گویند (نیز رجوع کنید به ترتیل * ). تلاوت کامل قرآن با این روش در حدود سی ساعت طول می کشد. در 1414، قرآنی در سوریه با عنوان مُصحفُالتَّجوید به چاپ رسید که برخی قواعد تجویدی را با رنگهای مختلف نشان می دهد. ضبط قرائت قاریان مشهور، یکی از روشهای یادگیری قرآن با رعایت فن تجوید است .

اولین تلاوت مُجوَّدی که ضبط شد، تلاوت استاد شیخ محمد رِفْعَت در مصر بود. یکی از تلاوتهای این استاد، به عنوان شاهکاری هنری و دینی از رادیو بریتانیا پخش گردید. برخی از قاریان برجستة مصری عصر حاضر عبارت اند: شیخ محمد عبدالباسط عبدالصمد که به سبب قرائت مُجوَّدش شهرت یافت ؛ شیخ محمودخلیل حصری که به سبب ضبط اولین دورة مصحف مُرَتَّل در رادیو مصر، بسیار مورد تمجید قرار گرفت ؛ شیخ محمدصِدّیق مِنشاوی که مصحف مرتّل بسیار زیبا و دلپذیر خود را به جهان اسلام عرضه نمود (سیّد، ص 108، 113، 115؛ نلسون ، ص 193، 195)؛ شیخ مصطفی اسماعیل (اکبرالقرّاء)؛ شیخ ابوالعَیْنَیْن شُعَیْشَع ؛ شیخ کامل یوسف بَهتیمی ؛ شیخ عبدالفتاح شعشاعی ؛ شیخ علی البَنّا و شیخ راغب مصطفی غَلْوَش .

تجویدی که اکنون در بیشتر کشورهای اسلامی تدریس می شود، بر اساس ضوابط روایت حفص از عاصم کوفی است . عاصم یکی از قاریان سبعه بود. وی قرائتش را از ابوعبدالرحمان سُلَمی فراگرفته و سلمی نیز قرائتش را از امیرالمؤمنین علی علیه السلام اخذ نموده بود. البته در برخی بلاد اسلامی ،

مانند شمال و غرب و میانة افریقا و مصر، روایت وَرْش مصری از نافع مدنی رایج است . برخی احکام تجویدی ورش با حفص متفاوت است ، مانند ترقیق راء، تفخیم لامات ، نقل حرکت همزه ، تقلیل و امالة بَیْن بَیْن . در لیبی ، موریتانی و بخشی از تونس و الجزایر روایت قالون ، راوی دیگر نافع مدنی ، متداول است . در سودان نیز روایت دُوری از ابوعمرو بصری رایج است (کلاّ ک ، ص 47).

منابع : ابن جزری ، التمهید فی علم التجوید ، چاپ علی حسین بوّاب ، ریاض 1405/ 1985؛ همو، غایة النهایة فی طبقات القرّاء ، چاپ برگشترسر، قاهره ] بی تا. [ ؛ ابن جنّی ، سرّ صناعة الاعراب ، ج 1، چاپ مصطفی سقا و دیگران ، قاهره 1374/ 1954؛ ابن سینا، مخارج الحروف ، یا، اسباب حدوث الحروف ، دو روایت از متن رساله با مقابله و تصحیح و ترجمه از پرویز ناتل خانلری ، تهران 134ش ؛ ابن منظور، ابراهیم انیس ، الاصوات اللّغویة ، قاهره 1971؛ اسماعیل بن حماد جوهری ، الصحاح : تاج اللغة و صحاح العربیة ، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت ] بی تا. [ ، چاپ افست تهران 1368 ش ؛ حاجی خلیفه ؛ عثمان بن سعید دانی ، التحدید فی الاتقان و التجوید ، چاپ غانم قدروی حمد، بغداد 1407/ 1988؛ رابرت هنری رابینز، تاریخ مختصر زبانشناسی ، ترجمة علی محمد حق شناس ، تهران 1370ش ؛ حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سیدکیلانی ، بیروت ] بی تا. [ ؛ سازمان اوقاف و امور خیریه ، آئین نامة مسابقات بین المللی حفظ و قرائت و تفسیر قرآن ، تهران 1378ش ؛ محمدرضا ستوده نیا، بررسی تطبیقی میان علم تجوید و آواشناسی ، ] تهران [ 1377ش ؛ عمروبن عثمان سیبویه ، کتاب سیبویه ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قاهره ?] 1385/ 1966 [ ، چاپ افست بیروت 1411/ 1991؛ لبیب سیّد، الجمع الصوتی الاوّل القرآن الکریم اوالمصحف المرتّل : بواعثه و مخططاتُه ، قاهره 1387/ 1967؛ محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی ، العروة الوثقی ، بیروت 1404/ 1984؛ عبدالهادی فضلی ، القراءات القرآنیة : تاریخ و تعریف ، بیروت 1405/ 1985؛ علی بن سلطان محمد قاری ، المنح الفکریة ، قاهره 1347؛ ادریس عبدالحمید کلاّ ک ، نظرات فی علم التجوید ، ] بغداد [ 1981؛ محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهرالقاموس ، ج 7، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، کویت 1389/ 1970، چاپ افست بیروت ] بی تا. [ ؛ محمد مکّی نصر، نهایة المفید فی علم التجوید ، لاهور 1391؛

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 18:12  توسط روح الله آزموده  | 

درسهایی از قرآن(روح اله آزموده)

بارالهادر آنروزسخت (قیامت) من و والدینم و همه ی مومنان را از کرم ببخشا (سوره ی ابراهیم.آیه ی ۴۱)

-بارالهابیامرز و ببخشای که تو بهترین بخشندگان عالم وجودی(سوره ی مومنون.آیه۱۱۸)

-پروردگارا چنانچه پدر و مادر؛مرا از کودکی به مهربانی پروردند؛تودرحق آنها رحمت و مهربانی فرما(سوره ی اسرا.آیه۲۴)

-بارالها دعای ما را اجابت کن(سوره ی ابراهیم.آیه۴۰)

-انسان همه در خسران و زیان است؛ مگر آنکه به خدا ایمان آورد و صبور باشد(سوره ی عصر.آیه۲و۳)

-کیست که راست تر از خدا سخن بگوید(سوره ی نسا.آیه۸)

-شما که کتاب خدا(قرآن) را می خوانید؛چرا در آن اندیشه و تعقل نمی کنید(سوره بقره.آیه۴۴)

-پناه می برم از شر شیطانی که وسوسه و اندیشه بدافکند در دل مردمان(سوره ناس.آیه۵)

-وای بر آن نمازگزاران که از یاد خدا غافلند(سوره ماعون.آیه۴و۵)

-بهشت مخصوص کسی است که از خدا ترسید(سوره بیّنه.آیه۸)

-پس از تمام شدن نماز دعاکن(سوره ی شرح.آیه۷)

-خدابراحوال خلق دانا و به صلاح بندگان آگاه است(سوره انسان.آیه۳۰)

-برهرکه احسان و خوبی کنی ابداً منت مگذار(سوره مدّثر.آیه۶)

-دائم در شب و روز نام خدا را یاد کن(سوره مزّمل.آیه۸)

-خدا بزودی بعد از هر سختی آسانی قرار می دهد(سوره طلاق.آیه۷)

-هرکه خدا ترس باشد،خدا مشکلات کار او را در دو عالم آسان می گرداند(سوره طلاق.آیه۴)

-پروردگارا در دل ما هیچ کینه و حسدمومنان را قرار نده(سوره حشر.آیه۱۰)

-مومنان باید همیشه بر خدا توکل کنند(سوره مجادله.آیه۱۰)

-خدا وعده فرموده هر کس ثابت ایمان و نیکوکار شود گناهانش را می بخشد(سوره فتح.آیه۲۹)

-اگر خدا را یاری کنید خدا هم شما راهمه جا یاری می کند(سوره محمد.آیه۷)

-بدترین جانوران نزد خدا کسانی هستند که از شنیدن و گفتن حرف حق کر و لالند و اصلاً تعقل نمی کنند(سوره انفال.آیه۲۲)

-هرکس خداترس شود،خدا راه بیرون شدن از گناهان و حوادث سخت عالم را بر او می گشاید(سوره طلاق.آیه۲)

-اگر کلمه (رحمت) از (لطف) خدا سبقت نیافته بود همانا حکم عذاب می رسید(سوره فصّلت.آیه۴۵)

-هرگاه از وسوسه شیطان بر تو رنج و فسادی رسید،به خدا پناه ببر(سوره فصّلت.آیه۳۶)

-همیشه بدی خلق را به بهترین عمل(نیکی) پاداش ده تا دشمنت دوستت شود(سوره فصّلت.آیه۳۴)

-آنانکه از دعا و عبادات من اعراض و سرکشی کنند،با ذلّت وارد دوزخ شوند(سوره غافر.آیه۶۰)

-مرا با خلوص دل یاد کنید تا دعای شما را اجابت کنم(سوره غافر.آیه۶۰)

-آیا خدا برای بنده اش کافی نیست که مردم تو را از قدرت غیر خدا می ترسد(سوره زمر.آیه۳۶)

-از میان مردمان تنها مردمان دانا مطیع و خدا ترسند(سوره فاطر.آیه۲۸)

-خدا گشاینده مشکلات و دانای اسرار است(سوره سبا.آیه۲۶)

-خدای تو بر هر چیز نگهبان و آگاه است(سوره سبا.آیه۲۱)

-نصرت و فیروزی نیست مگر از جانب خدا که کمال قدرت و حکمت است(سوره انفال.آیه۱۰)

-باید بندگان از مکافات عمل خود بترسد(سوره نسا.آیه۹)

-خدا برای مردان و زنانی که خدا رابسیار یادکنند،پاداش بزرگی فراهم کرده است(سوره احزاب.آیه۳۵)

-نخست شکر خدا،آنگاه شکر پدر و مادر را به جای آور(سوره لقمان.آیه۱۵)

-نه هرگز دست خودمحکم بسته نگه دارو نه بسیار باز،که هرکدام کنی به نکوهش و حسرت خواهی نشست(سوره اسرا.آیه۲۹)

-آنچه خدا برای شما باقی گذاردو برکت بخشدبهتر است،اگر واقعاً بخدا ایمان دارید(سوره هود.آیه۸۶)

-هیچکس نمیداند که فردا چه خواهد شد(سوره لقمان.آیه۳۴)

-مردم آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام بخش دلهاست(سوره رعد.آیه۲۸)

-وقتی نمازت تمام شد به دعا مشغول شو،وبسوی خدا همیشه مشتاق باش(سوره شرح.آیه۷و۸)

-خداست که دعای بیچارگان مضطرب را اجابت می کندو رنج و غم آنان را برطرف می کند(سوره نمل.آیه۶۲)

-من بر خدا توکل کرده ام و روی امیدم همه به سوی اوست(سوره رعد آیه۳۰)

-کار خود را به خدا واگذار که خدا برای کارسازی امور خلق کافیست(سوره احزاب.آیه۴۸)

-خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد و یاری میکند(سوره آل عمران.آیه۱۵۹)

-آفرین بر قدرت بهترین آفریننده(سوره مومنون.آیه۱۴)

-شما مسلمانان اگر آنرا که خدا دستور داده به کار نبندیدهمانا فتنه و فسادبزرگ روی زمین را فرا خواهد گرفت(سوره انفال.آیه۷۳)

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اسفند 1389ساعت 1:25  توسط روح الله آزموده  | 

جشن قرآن پایه اول (خانم رضایی و خانم کریمی)

2he50jg3nhi5kyx7se3.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 22:31  توسط روح الله آزموده  | 

جشن قرآن پایه اول (خانم رضایی و خانم کریمی)

iats12sdv1nm92yc4kd.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 22:27  توسط روح الله آزموده  | 

جشن قرآن پایه اول (خانم رضایی و خانم کریمی)

d5g1085lgq6lmgu9lzdq.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 22:25  توسط روح الله آزموده  | 

جشن قرآن پایه اول (خانم رضایی و خانم کریمی)

xk09jmn3xp7tcyz7zzna.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 22:23  توسط روح الله آزموده  | 

روش تدریس قرآن ابتدایی(آقای شفیعی)

روش تدریس قرآن ابتدایی

 قران کتاب مقدس، یگانه و قابل احترام برای همه مسلمانان است که به یادگیری و خواندن آن بسیار تاکید شده است اما چگونه باید این کتاب را آموخت و در آیات آن دقت وتفکر کرد و خود را مخاطب وحی الهی دانست ؟این امر به ویژه  برای مسلمانان غیر عرب زبان از اهمیت خاصی برخوردار است از گذشته های دور تا کنون شیوه های مختلفی برای آموزش قران به کار رفته است بطور خلاصه می توان آن را به روش های ذیل دسته بندی کرد:............

روش تدریس قرآن ابتدایی

 قران کتاب مقدس، یگانه و قابل احترام برای همه مسلمانان است که به یادگیری و خواندن آن بسیار تاکید شده است اما چگونه باید این کتاب را آموخت و در آیات آن دقت وتفکر کرد و خود را مخاطب وحی الهی دانست ؟این امر به ویژه  برای مسلمانان غیر عرب زبان از اهمیت خاصی برخوردار است از گذشته های دور تا کنون شیوه های مختلفی برای آموزش قران به کار رفته است بطور خلاصه می توان آن را به روش های ذیل دسته بندی کرد:

1-روش سنتی و مکتبی : در این روش با هجی کردن وتمرین وتکرار، قران آموخته می شود تصور بر این بود چون قرآن از حروف و حرکات تشکیل شده اگر دانش آموزی حروف و حرکات را بشناسد با مقداری تمرین  می تواند قرآن را بخواند در این روش به صدای حروف وحرکات توجه نداشتند در نتیجه ابتدا حروف وسپس حرکات را می آموختند و با هجی کردن کلمات پیش می رفتند و همیشه آموزش را از جز سی ام قران شروع می کردند                                                                                                                                                                                                                                        2-روش باغچه بان و فرمان یک و دو: مرحوم جبار باغچه بان برای آموزش خط فارسی به جایی روش حرف آموزی روش صوت آموزی را پیش نهاد کرد مرحوم عباس یمینی شریف نیز برای آموزش خط زبان فارسی روش کلی را مناسب می دانست پس از آزمایش هر دو روش وزارت آموزش و پرورش روش باغچه بان را برگزید و از سال 1330 تا پیش از روش جدید (بخوانیم وبنویسیم سال 81 )روش ترکیبی با غچه بان که مبتنی بر صوت آموزی است برای آموختن خط و زبان فارسی را در ایران معمول بوده است در این روش با فرمان یک، یک حرف با یک حرکت خوانده می شود در واقع یک صامت با یک مصوت ترکیب می گردد و با فرمان دو ،دو صامت با یک مصوت خوانده می شود فرمان دو هنگامی داده می شود که بعد از حرف حرکت دار حرف ساکن و یا تشدید باشد و یا خود حرف تنوین داشته باشد                                                                                                                                                     3-روش تفکیک :  این روش که با روش قبل چندان متفاوت نبود و بر بخش کردن کلمه تاکید داشت مدتی معمول شد ولی نتوانست کاری فراتر انجام دهد                                                                                                                                                      4-آموزش به کمک نوار صوتی :  در سال های پس از انقلاباسلامی نهاد های خود جوش و خارج از آموزش پرورش رسمی مانند دارولقران ها مهد قران ها بنیاد شهید و... با استفاده از نوارهی قاریان مشهور  وتمرین تکرار واستمرار قران را با ترتیل و قرائت تحقیق آموزش می دهند                                                                                                                                                           5-آموزش جامع قران : با این که روش فرمان دادن مبتنی بر روش صوت آموزی فارسی بود ولی در آن روش پیش نیاز فارسی ویا سواد آموزی فارسی جدی گرفته نمی شد آموزش دیر هنگام از کلاس سوم آغاز می گردید و همراه تمرین  تکرار کافی نبوددر نتیجه موفقیتی قابل توجه در آموختن قران حاصل نمی شد

رویکرد اصول و اهداف برنامه ی درسی قرآن                                                                                                                          رویکرد : رویکرد نگاه وجهت گیری کلی است و بر تمام اجزای برنامه حاکم است معمولا رویکرد هر برنامه مهمترین تفاوت ها وجهت گیری های جدیدرا نسبت به برنامه ی قبلی شامل می شود در این قسمت رویکرد این برنامه را در هریک از اجزای اصلی برنامه ی درسی قرآن بیان میداریم .

الف-اهداف :

 1-جامعیت اهداف : اهداف آموزش و پرورش قرآن باید از دو جهت جامع باشد یکی این که از نظر ((حیطه های یادگیری)) مشتمل بر سه حیطه ی شناختی مهارتی و عاطفی باشد و دیگر این که همه ی ((موضو عات ضروری ))ماننئد کسب مهارت های گوناگون قرائت درک معنای عبارات و آیات قرآن، شناخت قرآن و آشنایی با معارف ان را شامل گردد.

2-انس با قرآن : انس با قرآن عبارت است از علاقمندی و دلبستگی به قران کریم ار راه عادت به قرائت روزانه ی قرآن و تمایل به در ک و فهم آیات آن و دست یابی به این باور که هر چند قرائت روزانه ی قران کریم واجب فقهی نیست اما از نظر تقویت اعتقادات و تربیت دینی امری ضروری است .                                                                                                                                               ب-روش های یادگیری                                                                                                                                                   1- یادگیری مشارکتی              2-تلفیق.                                 3  - استمرار در اموزش و پرورش                        4-از جمع به فرد                5-تقدم  گوش کردن بر خواندن     6-تقویت حس شنوایی                                       7-کار در کلاس                     8- نقش خا نواده در آموزش        9 -آموزش توامان مهارتهای گونا گون قرائت قران                         10-رسم الخط ساده ی آموزشی      11-ساده و آسان کردن قواعد                                                                                                                                                                                                                    ج_ارتقای توانایی و صلاحیت وآموزگار                                                                                                                       رویکرد تلفیقی و همچنین ویژگی خاص آموزش در دوره ابتدایی، آموزش قران توسط آموزگار پایه را ضروری می سازد.

از راه های زیر توانایی و صلاحیت آموزگار، در آموزگار قران به تدریج ارتقاء می یابد:                                                                                         1-تعلیم و تعلم همزمان :  یکی از مشکلات موجود در امر آموزس عدم آموزش آشنایی و توانایی آموزگاران محترم به میزان لازم در امر آموزش دروس است. متاسفانه  آموزش های ضمین خدمت به دلایل گوناگون بازدهی لازم را ندارد . روش آموزش قران از جهاد مختلف به گونه ای طراحی شده است که اولا آموز گاران پایه های  مختلف دوره ابتدایی پس از آشنایی توجیه شدن با شیوه آموزش بودون نیاز به گذراندن دوره های طولانی آموزش .می توانند درس قران را آموزش دهند و ثانیا روش آموزش از ویژه گیهای بر خوردار است که در حین آموزش خود آموزگار نیز از آن بهره مند خواهد شد

2-ارتقای صلاحیت معنوی وترکیبی آموزگاران:                                                                                                                    قران و آموزش آن بهترین زمینه برای تذاکر تنبه ورشد مسایل آخلاقی است . از این رو آموزگاران محترم دوره های ابتدای موثر ترین نقش تربیتی را در امر تعلم و تربیت فرزندان ما بر عهد دارند با اشتغال به آموزش قران به صلاحیت تربیتی و اخلاقی خویش می افزاید و این امزر تاثیر بسزایی در تمام برنامه آموزشی وپرورشی دارند

د_ ارزش یابی و روش های آن :

1- مهمتریت هدف ارزش یابی تعیین میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان وجبران نواقص آنهاست

2- ارزش یابی باید در پایه های اولیه دوره های ابتدایی جنبه ی کیفی (توصیفی) داشته باشند و به تدریج به سمت جنبه ای کمی حرکت کند .

3- ارزش یابی  به ترتیب اولویت تابع حوزه ی مهارت نگرش ودانش است

4- ارزش یابی حتی الا امکان بدون اطلاع قبلی باشد

هـ - فناوری آموزشی :

1-    بهره گیری از نوارهای آموزشی به عنوان یک جزء مهم در کسب مهارت زبانی (لحن آهنگ و ...)آموزش قرآن ونیز استفاده از جاذبه های آن.

2-   جبران ضعف عمومی جوامع مسلمانان غیر عرب زبان وکشورها خودمان در ارئه الگوی صحیح قرائت قران از طریق نوارها آموزشی.

اصول حاکم بر آموزش قرآن در دوره ابتدایی:

1-توجه جدی به موضوع ((انس وعلاقه به قران کریم ویاد گیری آن ))در تمام مساوئل اعم از تعیین اهداف متوا روش های تدریس و شیوه های ارزش یابی

2-جامیعت آموزش قران با تاکید بر آموزش رو خوانی و روان خوانی قرآن

3-تناسب محتوا با نیازها علایق و توانایی دانش آموزان

4-ضرورت آموزش قران توسط آموزگارانپایه

5-استفاده از زمان وفضایی مناسب بری دانش آموزان

6-ضرورت استمرار در آموزش قران و رعایت تعدد  و فاصله جلسات تدریس در طول هفته

اهداف کلی آموزش قران در دوره ی ابتدایی:

1-آشنایی با قران کریم به عنوان کدام الهی و کتاب آسمانی

2- تقویت انس و علاقه به قرآن کریم و یادگیری آن

3- توانایی روخوانی قران بصورت شمرده و آرام از روی مصحف با رسم الخط آموزشی

4- توانایی خواندن آیات کتاب درسی به صورت روان و آهنگین

5- آشنایی با قواعد ضروری روخوانی قران

6- حفظ برخی از سوره های کوتاه کتاب درسی

7- آشنایی با برخی از داستان های  قرآن کریم

8- فراگیری معنای برخی از داستانهای قرآن کریم

9- تقویت علاقه به شنیدن خواندن و فهم معنای آیات قرآن کریم

10- آشنایی با مفهوم برخی از پیام های قران

11-شناخت و تقویت استعداد های دانش آموزان در گرایش مختلف آموزش قران

 

مهمترین رویکرد برنامه ی جدید آموزش قران، مبنا قرار دادان آموزش جامع قرآن است، تعریف اموزش جامع قران را چنین تعریف می کنیم :((آموزش جامع قرآن فرایندی است برای دست یابی به توانایی قرائت صحیح درک معنا، تدبر در آیات و آشنایی با معارف قرآن به منظور تقویت ایمان عمل صالح و انس با قران کریم ))


+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 20:58  توسط روح الله آزموده  | 

روش تدريس قرآن اول ابتدايي(خانم رضایی و خانم کریمی)

روش تدريس قرآن اول ابتدايي

اهداف جزئي آموزش قرآن كريم در پايه اول ابتدايي

دانش آموز در پايان سال تحصيلي، توانايي هاي زير را كسب مي كند:

الف) حيطه دانش و اطلاعات

1- قرآن را سخن خداوند متعال و قابل احترام مي داند.

2- با بعضي از آداب خواندن قرآن مانند پاكي و پاكيزگي آشنا مي شود.

3- با بعضي از سخنان خداوند و داستان هاي قرآن آشنا مي شود.

4- مي داند كه خواند قرآن و كاراهاي ديگر را بايد با «بسم الله» شروع كند.

5- حروف و حركات ناخوانا را كه به صورت توخالي نوشته شده است، مي شناسد.

ب) حيطه مهارت و عمل

1- با گوش دادن به آيات قرآن مي تواند هفت سوره كوچك را شبيه نوار آموزشي بخواند.

2- داستان هاي كتاب را از روي تصاوير بازگو مي كند.

3- هنگام خواندن و شنيدن قرآن به طور نسبي مؤدب است.

4- قرآن را تميز و پاكيزه نگه مي دارد.

ج) حيطه عاطفي و گرايشي

1- به شنيدن قرائت زيباي قرآن علاقه نشان مي دهد.

2- دوست دارد قرآن را زيبا بخواند.

3- علاقه مند است سوره هاي قرآن را حفظ كند.

4- دوست دارد قرآن را پاكيزه نگه دارد و به آن احترام گذارد.

5- شركت در جلسات و برنامه هاي قرآني را دوست دارد.

روش آموزش سوره هاي قرآن

به استثناي روزي كه يك ساعت كامل اختصاص به قرآن دارد يك روز يك جمله از نوار پخش شده و دانش آموزان به صورت دسته جمعي مي خوانند و در روز بعد ارزشيابي صورت مي گيرد.بدين ترتيب اين كار به صورت يك روز آموزش و يك روز پرسش خواهد بود. تا آموزش سوره كامل شود.

در روز هاي پرسش ، ابتدا ، از دانش آموزان بخواهيد جمله ها را به طور دسته جمعي بخوانند ، سپس كلاس را به دو يا سه دسته تقسيم كنيد و از هر گروه سوال كنيد . آن گاه از سه يا چهار دانش آموز كه روي يك نيمكت نشسته اند سوال كنيد و در نهايت از چند نفر نيز به صورت انفرادي پرسش نماييد. در پرسش انفرادي بهتر است به ترتيب، از افراد داوطلب، افراد قوي تر، افراد ضعيف و افراد كم رو سوال كنيد.

روش تدريس داستان ها

  در زنگ خاص قرآن، پس از تمرين سوره هفته داستان ها را به كمك تصاوير كتاب براي دانش آموزان تعريف مي كنيم. در بيان داستان ها بايد به نكات زير توجه داشته باشيد:

1- داستان هاي هر درس ، با پرسش و پاسخ از دانش آموزان و فعال كردن آن ها بيان مي شود و دانش آموزان پس از شنيدن اولين داستان با دو شخصيت علي و زهرا آشنا مي شوند و مي توانند آموزگار را در تعريف داستان ها ياري كنند بدين وسيله مهارت سخن گفتن كه از اهداف مهم درس فارسي است، در درس قرآن نيز تقويت مي شود.

2- به دليل محدوديت صفحات كتاب، براي هر داستان تنها چند تصوير در كتاب دانش آموزان ترسيم شده است، آموزگار مي تواند با توجه به ويژگي هاي دانش آموزان، ضمن توجه به پيام و هدف اصلي داستان در كم و زياد كردن آن – البته غير از داستان هاي نقل شده از قرآن كريم- از خلاقيت خويش نيز بهره گيرد.

در ارزشيابي از داستان هاي كتاب ، آموزگار پيش از بيان داستان جديد، ميزان يادگيري داستان قبلي را با يادآوري و پرسش ارزشيابي مي كند و از دانش آموزان مي خواهد كه داستان را تعريف كنند.

روش آموزش روخواني كلمات و عبارات قرآن

در زنگ خاص خاص قرآن پس از جمع خواني و يادآوري سوره هفته ، روخواني عبارات قرآن آموزش داده مي شود. در درس هايي كه علاوه بر روخواني كلمات قرآن ، داستان نيز دارد، پس از آموزش روخواني كلمات، داستان به روشي كه بيان شد براي دانش آموزان تعريف مي شود.

در آموزش روخواني بايد به نكات زير توجه داشته باشيد:

1- هر درس روخواني قرآن ، بايد حداقل يك هفته پس از آموزش صامت يا مصوت جديد در درس فارسي، تدريس شود.

2- براي اين كه بچه ها مهارت بيشتري در روخواني كلمات و عبارات قرآن كسب كنند ضروري است تركيب صامت ها يا مصوت ها در درس فارسي بيشتر مورد تاكيد و تمرين قرار گيرد.

3- آموزش كلمات و عبارات قرآني هر درس ، ابتدا از لوحه شروع مي شود سپس از روي كتاب تمرين مي گردد. رعايت اين ترتيب براي دقت بيشتر دانش آموزان ضروري است.

4- آموزگار بدون آن كه خودش كلمه اي را بخواند، با اشاره به مصوت هاي كلمات از دانش آموزان مي خواهد كه هر كلمه را دسته جمعي و به صورت بخش بخش بخوانند.

5- در بخش هاي داراي دو صامت، آموزگار دست خود را از مصوت به سوي صامت دوم، حركت مي دهد تا دانش آموزان اين گونه بخش ها را صحيح بخوانند.

6- پس از آموزش هر لوحه در زنگ خاص قرآن، آن لوحه به مدت يك هفته ، همه روزه در زمان ده دقيقه ها ، توسط دانش آموزان يك بار جمع خواني مي شود.

7- مناسب شيوه براي خواندن كلمات آن است كه دانش آموز با ديدن هر بخش از يك كلمه همان بخش را بلند بخواند.

8- در مواردي كه دانش آموز كلمه اي را اشتباه مي خواند، آموزگار نبايد اشتباه او را تصحيح كند بلكه بايد با نشان دادن مصوت ها نظر او را جلب كند تا خود دانش آموز كلمه را صحيح بخواند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 20:54  توسط روح الله آزموده  | 

نمونه ای از الگوی تدریس قرآن کلاس سوم(روح الله آزموده)

مراحل طراحی آموزشی جشنواره الگوهای تدریس برتر دوره پیش دبستانی وابتدایی

در س سال تحصیلی ........

****************************************************                     

   ۱. پایه و ماده درسی: پایه سوم ابتدایی ماده درسی قرآن مجید  

  ۲.عنوان یا موضوع تدریس :آموزش سوره تین

   ۳. اهداف کلّی :١- فراگیران بتوانند سوره تین وعبارات قرآنی درس را بهتر روخوانی کنند.

 ٢- توانایی خواندن کلمات قرآنی دارای نماد « یٔ » .  ٣- آشنایی با پیام زندگی در مورد انجام

 کارهای خیر. ٤- علاقه به خواندن زیبای سوره ی تین.

   ۴.اهداف:

    اهداف دانشی: ١- معنی کلمه تین را بیان کنند. ٢- نام چند میوه ای که در قرآن آمده است بیان

 کنند. ٣- مفهوم پیام قرآنی را بیان کنند. ٤- روخوانی  نمایند. ۵- کلمات دارای همزه و« ی » تو

  خالی را می خوانند. ٦- کلمات را به هم وصل کنند.

 اهداف نگرشی:١- درفعّالیّت های گروهی فعّالانه وباعلاقه شرکت کنند.٢- نسبت به جمع آوری

  اطّلاعات قرآنی ومقایسه ی آنهاابرازعلاقه کنند.٣- برای یافتن وبیان پاسخ ازخودکنجکاوی نشان

  دهند. ٤- با قرآن مأنوس شده و به آن دلبستگی پیدا کنند. ۵- به انجام کارهای نیک علاقمندشوند.

 ٦- به حفظ برخی از سوره های کوتاه قرآن علاقه مند شوند.

 اهداف مهارتی :١- بتوانندچند کارخوب رابیان کنند. ٢- چند کارخوب را که  زودتراز دیگران

 انجام داده اند بنویسند. ٣- خواص دو میوه ی مورد نظررا که در سوره تین آمده است بیان کنند.

 ٤- بتوانند در روخوانی آیات قواعد آموخته شده رابکارببرند. ۵- نتیجه ی کاهای گروهی خود را

 ارائه دهند. ۶-مطالب آموخته شده را در برنامه زندگی خود قرار دهند.

 مراحل طراحی آموزشی جشنواره الگوهای تدریس برتر دوره پیش دبستانی وابتدایی            

در س سال تحصیلی ۸۶-۸٧

****************************************************               

۵.روش والگوی تدریس: ١- روش فعّال ( روش یاران در یادگیری ) ۲- تفحصی گروهی

 پیش سازمان دهنده ۴- نمایشی ۵- تلفیقی  

 ۶- وسایل مورد نیاز: ١- میوه های انجیر وزیتون ۲- نام سوره تین که روی یونولیت نوشته شده

 ۳- مقوایی که رویش « یٔ » توخا لی نوشته شده ۴- کتاب درسی ۵- نوار آموزشی ۶- ضبط صوت

 ۷- پلا کارت پیام قرآنی وتابلو تشویق و لوحه آموزشی سوره تین  ۸ - کارتهایی که چند کارخوب

  روی آنهانوشته شده یا ترسیم شده است.۹- گچ ،تخته سیاه وتخته پاک کن١٠- پیام قرآنی که روی

   مقوای رنگی به صورت گردن بند نوشته شده ١١- جوایز١٢- پیک قرآنی 

 جشنواره الگوهای تدریس مناسب دوره ی ﭙیش دبستانی و ابتدایی

 سال تحصیلی .........            (مرحله منطقه ای)

 فرم -٢                                                                                                                                     مقدمه:             

قرآن ﭙیام روشن الهی است که همه انسان ها را به درست و رستگاری دعوت می کند. از صدراسلام تا کنون در میان مسلمانان توانایی خواندن و فهمیدن این ﭙیام جاودانه از مهّم ترین اهداف تعلیم و تربیت بوده و می باشد.  در کشورما نیز چون اکثرأ مسلمان هستند و دین اسلام در فرهنگ مردم ایران جایگاه ویژه ی قرآن دردین اسلام اهّمیّت بسیاری دارد. 

       چنانکه حضرت علی(ع) می فرماید:

« ﭙدرباید برای فرزند خود ،نام خوب انتخاب کند، اوراباادب ونیکو تربیت کرده و به اوقرآن بیاموزد.»                                                                نهج البلاغه فیض الاسلام حکمت ص٣٩١

 

      لذا فراگیری وانس با قرآن کریم به ویِژه دردوران کودکی نقش بسیارمهّمی دارد(بخصوص درتربیت کودک).   

 به این خاطرما باید دانش آموزان عزیزمان راباید با تشویق هاوراهنمایی های لازم وبه موقع،به یادگیری قرآن سوق دهیم تا احساس کنند که می توانند موفّق  باشند تا دراین راه هرچه بیش تربه یادگیری قرآن علاقه مند شوند.  

        دانش آموزان باید احترام به قرآن وکوشش درراه آشنایی با آن را ازما معلّمان بیاموزند.ما با وضو گرفتن  قبل از خواندن قرآن،والگو قرار دادن دانش آموزان مارا برای خود یعنی با مشاهده ی اخلاق ورفتارما را تقلید می کنند وما نیزباید به آنان بیاموزیم  که همه می خواهیم آن گونه باشیم که خداوند تعالی دوست دارد.

     فراگیران علاقه به قرآن را باید عملاً ازما بزرگترها بیاموزند.ازدانش آموزان بخواهیم که هرروزحدود ده دقیقه آیات وعبارات قرآنی را بخوانند ویا ابتدا گوش فرادهند وسپس ازطریق نوارهای آموزشی و...بخوانند.

    دانش آموزان را به شرکت د رمسابقه های قرآنی ویا مراسم ویِِژه ی قرآنی هیئت ها تشویق و ترغیب کنیم تا آنان با قرآن کتاب آسمانی اُ نس بگیرند.

      برخی ازراههای پیشرفت وعلاقه مندی دانش آموزان به قرآن:١- تشویق آنان به طرق مختلف ٢- مسئولیت دادن به آنان مانند سرگروه کردن آنان ٣- معلّم شدن آنان به مدّت جند دقیقه. باانجام این کارها آنان احساس شخصّیت، نیازوموفّقیّت می کنند وبه قرآن علاقه مند میشوند.

 توجّه همکاران محترم از درج مشخصات خویش در روی این برگها خودداری فرمایند درغیر این صورت مسئولیت لغو بررسی طراحی آ موزشی برعهده خودهمکارمی باشد.  

           قال َرَسُول اللهِ (صِ):«مُعلَّمُ القُرآنِِِِِِِِ يَستغفِرُُلَهُ كُلُِِِْ شَیءٍحَتّی الحُوتِ فِی البَحر»

  برای معلّم قرآن همه چیز طلب آمرزش می کنند حتّی ماهی در دریا.    

                                                                                        ( مستدرک ج  ١ص٢٨٨)

                                                        قرآن بخوانیم

                        ما   پیرو قرآنیم                                     خوش خو ومهربانیم 

                       ماجمله با ایمانیم                                     پرورده ی    قرآ نیم

                       قرآن خود راباید                                    شام  و سحر  بخوانیم

                       کوشش کنیم همیشه                                       تا  معنی اش    بدانیم

                       حکمش عمل نموده                                 از   آن  جدا    نمائیم

                       پیام   محکمش  را                                  به دیگران رسا نیم .(٢)   

 

    زمان

                                       مراحل اجرا طرح درس                                 

 

٥    دقیقه

کارهای مقدماتی قبل از ارائه ی درس

١

٥    دقیقه

ارزشیابی تشخیصی

٢

٢٠  دقیقه

مراحل ایجادانگیزه،پخش نواروجمع خوانی،پرسش ضمن تدریس،نحوه ی تدریس کرسی  همزه(ﺉ)،نحوه ی تدریس پیام قرآنی.

٣

٣    دقیقه

جمع بندی ونتیجه گیری

٤

٥    دقیقه

ارزشیابی تکوینی 

٥

٥    دقیقه

انس با قرآن در خانه (تعیین تکلیف خارج از کلاس)

٦

٢    دقیقه

تعیین تکلیف واختتام

٧

 توجّه همکاران محترم از درج مشخصات خویش در روی این برگها خودداری فرمایند درغیر این صورت مسئولیت لغو بررسی طراحی آ موزشی برعهده خودهمکارمی باشد.

                                

    روش والگوی تدریس:

    ١)روش فعّال به روش یاران دریادگیری ٢)تفحص گروهی٣)پیش سازماندهنده٤)تفکراستقرایی وپرسش وپاسخ ٥)نمایشی ٦) تلفیقی

     مراحل اجرا:

     (گام اوّل) کارهای مقدّماتی قبل ازارائه درس:

      ابتدا فراگیران درزنگ تفریح وضوگرفته وتمیزوپاکیزه وارد کلاس درس شده اند وگروه بندی هنگام وارد شدن به کلاس درس انجام می گیرد و گروه ها با توجّه به کارت هایی که به طوراتفّاقی ازروی میز بر می دارند.(و در ضمن نام گروه ها را ازمیوه هایی که درقرآن بیشترنام برده شده استفاده می کنیم مانند انجیر، زیتون ،رطب ،انار، سیب و…)گروه ها باتوجّه به کارت هایی که دردست دارند همد یگررا یافته وباگروه خود سرجای خود می نشینند

 وبرای گروه  خود به کمک یکدیگرسرگروه انتخاب می کنند.

   سپس معلّم وارد کلاس می شود ،سلام سلام بچّه ها  حالتون جطوره؟

    فراگیران پاسخ می دهند خوبیم شکرخدا نشسته ایم.

    معلّم :آماده ی آماده اید؟

    فراگیران:آماده ی آماده،برای درس قرآن هستیم. 

       معلّم: با یادخدا وپس ازبررسی وضعیت جسمی وروحی فراگیران به حضور و غیاب دانش آموزان به صورت گروهی پرداخته وتکالیف جلسه ی قبلی رامورد بررسی قرارمیدهیم  وبا توجّه  به  کیفیت آنها  موارد  تشویق  ویا احیانأ موارد تذکرات لازمه را به آنها بدهیم.

     گام دوّم مرحله ارزشیابی تشخیصی یا ورودی(پرسش از دروس قبلی): اعضاءِ هر گروه که شامل سه نفرمی باشند دو آیه ازدروس قبلی را با انتخاب معلّم هم صدا شبیه نوارقرائت می کنند و گروهی را

توجّه همکاران محترم از درج مشخصات خویش در روی این برگها خودداری فرمایند درغیر این صورت مسئولیت لغو بررسی طراحی آ موزشی برعهده خودهمکارمی باشد.

 

که بهترو مثل نوارمی خوانند و قواعد لازم را رعایت می کنند مورد تشویق قرارمی گیرند وازگروه دیگرنیزدرمورد مفهوم  پیام قرآنی ازدروس قبلی  پرسش می شود وازگروه دیگرمی خواهیم نام چند سوره ای را که قبلأ یا دگرفته اند  نام ببرند؟

  گام سوم ارئه ی درس مرحلّه ی اول ایجاد انگیزه:

  ابتدا شعر قرآن بخوانیم را معلّم روی تابلونوشته وبا دانش آموزان می خوانند.

 

                                                             قرآن بخوانیم

 

                         ما   پیرو قرآنیم                                     خوش خو ومهربانیم         

                        ماجمله با ایمانیم                                     پرورده ی    قرآ نیم

                        قرآن خود راباید                                    شام  و سحر  بخوانیم

                        کوشش کنیم همیشه                                 تا  معنی اش    بدانیم

                        حکمش عمل نموده                                 از   آن  جدا    نمائیم

                        پیام   محکمش  را                                  به  دیگران رسا نیم .(٢)

      سپس معلّم میگوید: بچّه های عزیزم دوست دارید نام یکی ازسوره های جدید را یاد بگیرید.

      فراگیران:بلی

      معلّم : یکی ازدانش آموزان را که سرگروه میوه انجیر و دیگری را که سرگروه زیتون است صدا می کنیم  و می خواهیم خواص هریک ازمیوه ها را که نام  گروهشان است به صورت نمایش اجرا کنند.وا ز گروه های دیگر می خواهیم که خوب توجّه کنند و بگویند دوستان آنها می خواستند چه چیزی را بیان کنند.

     یکی ازفراگیران می گوید:آقا معلّم سوره ی تین .

       معلّم:آفرین پسربا هوش یک امتیاز به گروه شما تعلّق می گیرد.ونام درس راکه قبلأ ازمقوا و یونولیت درست کرده ایم روی تخته سیاه می چسبا نیم  و از گروه ها می خواهیم  کتاب های خود را باز نموده سوره ی  تین  را به صورت گروهی یکبارروخوانی کنند وکلماتی را که درآنها اشکا ل دارند ازسرگروه خود بپرسند و برطرف کنند و سپس سرگروه ها دو آیه ازسوره ی تین را قرائت کرده و بقیّه ی اعضای گروه گوش می دهند و اشکالات خود را برطرف کرده ومعلّم هم نقش راهنما ونظارت را دارد تا درس را بطور کامل روخوانی کنند.

      بعد از اینکه روخوانی درس در گروه ها تمام شد،آن وقت همه یک صدا ( اعوذ بالله من....و بسم الله الرّحمن الرّحیم)می گویند وروخوانی درس راشروع می کنیم به طوری که هردانش آموزیک سطرازآیات درس را بخوانند.

   البتّه با انتخاب معلّم به صورت تصادفی این کارانجام می شود ومعلّم هنگام روخوانی هر دانش اموز،بر گوش دادن و بر خط بری سایر دانش آموزان نظارت می کند و همچنین با  پذیرش میزان توانایی  فراگیران و تشویق آن ها ،موجب تقویت علاقه مندی و اعتماد به نفس آن ها در یادگیری قرآن می شود.یعنی در این مرحله هر دانش آموز با توجّه به توانایی خود آیات را به صورت ساده و شمرده و یا حتّی بخش بخش می خواند وآنچه اهّمّیت دارد، آشنایی دانش آموزان با آیات درس وتلاش برای صحیح خواندن آن است که معلّّم با تشویق کردن مثل احسن ، تبارک ا... ، آفرین، درسته آنان را به صحیح خواندن آیات ترغیب می کند و تفاوت های فردی را مدّ نظر قرار می دهد. و اگر

   دانش آموزی اشتباه خواند آن را بلافاصله تصحیح نمی کنیم بلکه به او فرصت می دهیم  تا  خودش اشکا ل خویش را رفع کند. واشاره می کنیم که دو باره بخوان ودّ قت کن واگرنتوانست ازفراگیران دیگرمی خواهیم که همان آیه  را قرائت کند تا او به اشکال خود متوجّه شود وآن را برطرف کند.(ویا اینکه آن کلمه را روی تخته سیاه نوشته بودیم بخش می کنیم وفراگیران به صورت دسته جمعی تلفظ می کنند.مانندأبرّیٌ  وبه این صورت هر دانش آموز یک با ر بخواند وهنگام خواندن باید قواعد را که قبلاً یا د گرفتند ــًـٍــــٌ (تنوین)را رعا یت کنند.

     خوب پسران عزیز وگلم خیلی خوشحالم که امروز توانستید سوره ی دیگری از قرآ ن را یاد  بگیرید  و با آشنا شوید.حالا بچّه های عزیزحافظان و قاریان  وکا تبان کلاس را تشویق قرآ نی کنید (احسن ،  تبارک الله و... ) سپس              

 میخواهیم لحظه ای نفس عمیق بکشند واستراحت کنند.

       پخش نوار و جمع خوانی: نوارآیا ت د رس را پخش می کنیم واز فراگیران می خواهیم هرآیه را   باراوّل گوش کنند وباردوم همراه نوار بخوانند ونیزضمن قرائت نوار متن آیا ت درس را نشان دهند و ما نیزآیات درس راروی لوحه ي نصب شده نشان می دهیم .(درضمن می گوئیم بهتراست که درزمان همخوانی با نوار،صدای خود را بلند نکنند تا بتوانند صدای نوار را خوب بشنوند وسپس از قراگیران داوطلب می خواهیم تا آیات درس را با ترتیل وقرائت وشبیه نوار بخونند وبعد آنان که خوب مثل نوار خواندن تشویق می کنیم.

            پرسش وارزشیابی حین تدریس: از دانش آموزان می خواهیم به صورت انفرادی ازهرگروه یک     نفرمطابق دستور نوار آیات قرآنی را قرائت کند وهرگروهی که خوب وزیبا قرائت کرد مورد تشویق  قرار  

می گیررد.ودرتابلو تشویقات امتیاز داده می شود،وسپس به پیام قرآنی اشاره می کنیم ومی گوئیم این تابلو تشویق مانند آن ا ست که هرکسی که ایمان و عمل صالح نداشته باشدعمل صالحی را نمی بیند وآنهایی که عمل صالح انجام دادند پاداش خود را در جهان آخرت می گیرند ومی بینند.

         سپس می پرسیم بچّه های گلم خداکارهای خوب رادوست داردیا کارهای بد؟فراگیران پاسخ می دهندکارهای خوب را.می پرسیم آیا خداجواب کارهای خوب را می دهد؟

 فراگیران: بلی

       می پرسیم : چگونه پاداش می دهد؟ به کارهای بد چه می دهد؟

      فراگیران:جواب می دهند ،جزا

      نحوه ی تدریس کرسی همزه( ىٴ ):

     بعدازاینکه فرائت سوره توسط  فراگیران هم خوانی گردید « ﺉ » توخالی  را قبلاً روی مقوا نوشته ایم روی تخته سیاه   می چسبانیم واز دانش آموزان می خواهیم  چند کلمه که « ﺉ » تو خالی دارند مانند  تُ۫برِﺉۥ ، یُ۫بِدِﺉ ، با ِرﺉۥ ، .... سپس   می پرسیم« ی» توخالی خوانده می شود یا نه؟ 

 فراگیران: نه خیرخوانده نمی شود. 

 آن هنگام روی یا (ﺉ ) را می نویسیم وسوال می کنیم چه صدایی می دهد ؟

      فراگیران:پاسخ میدهند« ء » پس صدای همزه ی بی حرکت وسپس ازفراگیران می خواهیم حروف زیررا دو باره بخوانند. 

                                  ﺉَ        ءَ            ﻯَٴ       ءِ          یٴ        ءۥ     

             پس از اینکه خواندند ترکیب همزه( ءَ، ءِ ،  ءۥ)را بدون پایه ی آن  (ی) روبروی هر یک می نویسیم و  از فراگیران   می خواهیم چند بارآنها را قرائت کنند.

        وسپس لوحه عبارات قرآنی را درتخته سیاه نصب کرده واز دانش آ موزان می خواهیم هم خوانی کنند واگر به پایه ی  همزه(ی) رسیدند می پرسیم که یای تو خالی زیرهمزه را می خوانیم؟         

       فراگیران:پاسخ میدهند :خیر

      ودرآخر از دانش آموزان می خواهیمکه به صورت انفرادی آیه ها را قرائت کنند.

      نحوه ی تدریس پیام قرآنی :  

       ابتدا برای ایجادانگیزه پیام قرآنی روی مقوای رنگی با خطّ درشت نوشته می شود وبه صورت گردنبند ازگردن یکی از  دانش آموزان آویزان می کنیم وازاو می خواهیم درمیان هم کلاسی هایش حرکت کند که نوشته قابل رویت بچّه ها باشد ودرهمان موقع ازیکی ازسرگروه ها می خواهیم پیام قرآنی را بخش خوانی کند و یکی  دیگرازگروه ها پیام قرآنی را بصورت انفرادی قرائت می کند و ترجمه ی آنرا هم می خواند وسپس توجّه آنان را به تمرینات کتاب جلب کرده و از  آنها می خواهیم بطور انفرادی انجام دهند وبعد از انجام تمرین بصورت گروهی  بحث وگفتگو کنند ومطا لبی را که هرگروه نوشته اند درزنگ انشاء به کلاس گزارش دهند(تلفیق درس قرآن با انشاء).

     گام چهارم جمع بندی ونتیجه گیری:

      خوب دانش آموزان عزیزدرسوره تین ازدومیوه ی ارزشمند انجیروزیتون نام برده شده است که خواص گوناگونی دارند.

       واز شهر مکّه وکوه طورسینا که دو مکا ن مقدّس مسلمانان است نام برده شده است.واز کسانی که ایمان آورده و  عمل صالح انجام داده اند پاداشی درپیش دارند و کسانی که کارهای بد انجام می دهند خداوند جزا یشان می دهد ، پس چه چیزباعث می شود که برخی ازشما جهان آخرت را تکذیب کنید.همچنین این سوره به آفرینش حکیما نه  خداوند،رستگاری وگمراهی انسان،وبه زیبایی های طبیعت اشاره می کند.وخلاصه کسانی که دراین دنیا کارهای  شایسته انجام دهند پاداش می گیرندوکسانی که کارهای بد وزشت انجام دهند جزایش را درجهان آخرت می گیرند.

             دادن فرصت سوال:

          به دانش آموزان اجازه می دهیم تا تفکرکنند واگردرمورد سوره وکلمات وآیات آن سوالی داشتند بپرسند.  

           گام پنجم ارزشیابی تکوینی (نحوه ی انجام دادن کار درکلاس همان تمرین): 

         چند دانش آموزبا نظم وترتیب خاصی که ما معین کرده ایم با احترام کامل قرآن را به کلاس می آورند.وکسانی که اینکار رابطورمنظم وکوشا انجام می دهند یک امتیاز وجایزه برای آنا ن درنظر

می گیریم.                   

         به فراگیران می گوییم سوره تین رابازکرده ابتداازافراد داوطلب می پرسیم وپس ازاینکه مهارت لازم و نسبی را کسب نمودند،ازهرگروه بصورت تصادفی روی سوره را می خوانند،وازطرف دانش آموزان دیگربا تشویق قرآنی وبا صلوات قرآنی حمایت می شوند.

          گام ششم تعیین تکلیف خارج ازکلاس واُنس با قرآن درخانه:

         برای فعّالیّت های خارج ازکلاس ازدانش آموزان می خواهیم تمرینات انس با قرآن درخانه درس پنج را در خانه انجام دهند ودر دفترقرآن بنویسند وروی درس را ازقرآن مجید برای اعضا ی خانواده با صدای بلند قرائت کنند

      اگر مشکلی نیزداشتند در صورت امکان بانوار خود درخانه تمرین کنند.

      وازآنها می خواهیم که درمورد پیام قرآنی به صورت گروهی نقّاشی بکشند ، خوشنویسی ، یا مقاله بنویسند ویا نما یشنامه ای طراحی واجرا کنند واگربخواهند پیام قرآنی را حفظ کرده ودرمسابقات ومجالس قرآنی شرکت کنند.

  پیام قرآنی درس راو معنای آن را یک هفته  هرروزبعد ازورود به کلاس در اوّلین ساعت جمع خوانی

 می کنند ودر آخرهفته مسابقه ای بین گروه ها برگزارمی شود  و گروهی که بیشترین پیام قرآنی را حفظ یا مفهوم آنها را بیا ن کنند مورد تشویق قرار می گیرند.وپیک هفته ای  قرآن را کامل کنند.

                اختتام:

   با دعای قرآنی مثل،ربنا آتنا فی الدّ نیا حسنه ....

      یا دعای:سُبحانَ ربِّکَ رَبِّ العِزَّۃِعَمّا یَصِِفۇن۫    

                  وَسَلامٌ عڷی المُرسَلین

                 وَالحَمدُ اللهِ رَبِّ العالمین 

                 وَصَدَقَ اللهُ العَلیُُّ العَظیم

        واگروقت بود وخواستند شعریا سرودی می خوانند تا با شادی که شروع کرده اند با شادی نیزکلاس درس را به پایان می رسد.  

             ابداع ونوع آوری:

           ۱) اجرای نما یش۲)استفاده ازنام میوه های قرآ نی نوشته شده برروی مقواها برای انتخاب اسام گروه ها ۳)خواندن  شعر یا سرود ۴)حفظ آیا ت وپیام های قرآنی درس به دلخواه  ۵)مواردی راکه از سوره تین برداشت می کنند بنویسند. ۶)شرکت نمودن دانش آموزان درمسابقات قرآنی ومناسبت های قرآنی درمجامع عمومی ۷)اجرای مراسم حاملان قرآن ۸)پاسخ دادن به پیک قرآنی ۹)مشارکت خود دانش آموزان در امرتدریس

       منابع ومآخذ:

  ۱)قرآن مجید ترجمه محمّد فولاوند

   ۲)طراحی برنامه ی درسی برای تدریس ویاد گیری بهتر ترجمه ی غلامرضا خویی سال۸١

   ۳)رشد آموزش قرآن، سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزش،شماره حکیم سال۸۲

    ۴)الگوهای تدریس ۲٠٠٠ـ ترجمه دکتر محمّدرضا بهرنگی وتأ لیف (بروس جویس- مارشاویل – اسمیل   کالهون)

 ۵)راهنمای عملی روش های مشارکتی وفعّال

  ۶)روش الگوی ایفای نقش نویسنده خانم دکترسهیلاحاجی اسحاق

 ۷) روش الگوی پیش سازمان دهنده نویسنده خانم دکترسهیلاحاجی اسحاق 

  ۸)کتاب راهنمای معلّم روش تدریس آموزش قرآن سوم دبستان سال ١۳۸۵

 

        جد ول نمونه سوالات ارزشیا بی از دانستنیها ، مها رت ها ونگرشهای

            درس قرآن سوره تین پایه ی سوم ابتدایی

 

 

 

 

نگرشها

 

مهارتها

 

دانستنیها

 

                                                                     موارد

 

ردیف

 

 

 

 

 

     √

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    √

 

    √

 

    √

 

 

 

 

 

    √

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   √

 

 

 

   √

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  √

 

 

 

 

 

   √

 

   √

   

√    

 

         √

 

 

 

   معنای کلمات والدین و احسان را بگویند.

 

   کلمات لُؤلُؤاً ،ۥیؤاخذُ ،هٰؤلاءِِ راصحیح بخوانند. 

 

   تا به حال به پدر ومادر چه نیکی هایی کرده اید؟

 

  معنای کلمه ی تین را بیان کنند.

 

  نام میوه هایی که در سوره تین آمده است بگویند.

 

  نام چند سوره ای را که قبلا ًیاد گرفته اند نام ببرند.

 

  چند کار خیر (نیک) را نام ببرند.

 

  چند کار خوب را که زودترازدیگران انجام داده اند درباره

 

آن گزارش دهند.

                                                                                                       درکلمات تُبرئِِ ُ،یُبدئ ٱیا« ی »توخالی خوانده می شود یا نه؟

 

  ٱیا به انجام دادن کارهای نیک علاقه مند می باشد؟

 

 ٱیا سوره های کوتاه را حفظ کرده است؟

 

 ٱیا فراگیران دوست دارند درمسابقات  قرآنی و یا مراسم ویژه ی

 

هیئت ها شرکت کنند؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اسفند 1389ساعت 1:1  توسط روح الله آزموده  | 

تفسیر سوره ملک

ترجمه و تفسیر آیات

« تبارک الذی بیده الملک و هو علی کلّ شیءٍ قدیر » 1
آنکه دارایی تنها به دست اوست و او بر هر کاری بسیار تواناست خجسته و دارای برکت است.
یعنی آنکه دارایی آسمانها و زمین تنها در دست اوست و مالکی جز او وجود ندارد و همواره خیر و برکتش بر این ملک می‌بارد و قلب هر موجودی بواسطه‌ی او زنده و آباد است شایستگی بندگی را دارد و براستی فرمانروا و فریادرسی جز او وجود ندارد.
حال اگر مخاطبان دریافتند و پذیرفتند او در پاداش دادن به گروندگان بسیار تواناست و گرنه عدم پذیرش و اصرار بر گمراهی مستلزم کیفر و مجازات خواهد بود و او در این زمینه نیز بسیار توانمند است و کسی یا چیزی مانع تحقق خواست و اراده‌اش نخواهد شد.

« الّذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملاً و هو العزیز الغفور » 2
آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را سخت بیازماید که کدامتان نیکوکارترید و او شکست‌ناپذیر و بسیار آمرزنده است.
از نشانه‌های دارا بودن او این است که مرگ و زندگی را پدید آورد به گونه‌ای هدفمند و باتدبیر، تا علم پوشیده‌اش آشکار و محقق گردد که رفتار شما انسان‌ها بر این کره خاکی چگونه خواهد بود و بر همان اساس پاداش و کیفر دریافت نمایید.
و او توانمند و چیره است تا سرکشان و اصرار کنندگان بر گمراهی بدانند که قطعاً مغلوب و مقهور او خواهند گشت و در مقابل گروندگان اطمینان پیدا کنند که در سایه آمرزش در جهت او بیاسایند.
«الّذی خلق سبع سمواتٍ طباقاً ماتری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور » 3
آنکه هفت آسمان را مطابق یکدیگر آفرید، در آفرینش آن مهربان هیچگونه اختلاف و ناسازگاری نمی‌بینی. پس برای روشن شدن این امر باز بنگر، آیا هیچ شکاف و عیبی می‌بینی؟!
آری آسمانهای هفتگانه‌ی همگون از مظاهر ملک خداوند مهربان هستند که می‌توانی این مطابقت را ببینی و به نگاه تازه و چشم باز دعوت می‌گردی تا به یقین دریابی که در آفرینش او هیچ خلل و نقصی راه ندارد.

« ثمّ ارجع البصر کرّتین ینقلب الیک البصر خاسئاً و هو حسیر » 4
سپس دوباره چشمهایت را بگشا و بنگر که دیده‌ات خوار و خسته به سویت باز گردد. یعنی خداوند انسان را به مبارزه فرا می‌خواند، که مبادا در نگاه گذرای نخست متوجه نشده باشد و الفت و عادت عیب‌ها را از یکسو و زیبائیها و شگفتیهای هستی را از سویی دیگر از دیده‌اش پنهان کرده باشد.
امّا چنانکه این نگاه از روی گستاخی و جسارت ادامه یابد نه تنها رخنه‌ای یافت نمی‌شود بلکه نتیجه‌اش ذلت و درماندگی است.

« و لقد زینّا السّماء الدّنیا بمصابیح و جعلناها رجوماً للشّیاطین و اعتدنا لهم عذاب السّعیر » 5
و در حقیقت، آسمان نزدیکتر را با چراغهایی عظیم و فراوان آراسته گردانده‌ایم و آنها را مایه‌ی‌ زدن شیاطین قرار داده‌ایم و برای ایشان عذاب سخت برافروخته مهیا کرده‌ایم.
بخش نخست آیه در ادامه‌ی بیان مظاهر ملک خداوند فرود آمده و به دنبال بری از عیب و نقص بودن آفرینش او، ما را به نگریستن در زیبایی آفریده‌ها از جمله آنچه در آسمان نزدیکتر آنها برای ایشان قابل رؤیت است، معطوف می‌دارد.

دورنمای ستارگان در صبح و شام، شرق و غرب، شبهای تاریک و مهتابی و صاف و ابری چنان دگرگون و متفاوت می‌باشد و هریک زیبایی خاص خود را دارد که دقت در آنها هر بیننده‌ای را مجذوب جمال خالق هستی می‌گرداند. و انسان را در جهان آزاد و زیبا وارد می‌کند تا از شائبه‌های زندگی زمینی فاصله گرفته و خود را برای حیات جاوید ابدی آماده گرداند.
آیه در ادامه توانایی خداوند را یادآور می‌شود و بیان می‌کند که از بقایای ستارگان به عنوان شهاب‌سنگ جهت زدن به شیاطین در دنیا بهره می‌گیریم و در آخرت نیز برای آنها عذاب سخت بر افروخته‌ی جهنم را مهیا گردانده‌ایم.

« و للذین کفروا بربّهم عذاب جهنّم و بئس المصیر » 6
و برای کسانی که به خداوندشان کفر ورزیدند، عذاب جهنم را آماده کرده‌ایم و بد سرانجامی است.
یعنی کسانی که دلایل پیشین را نادیده گرفته و همچنان راه شرک و کفر را ادامه می‌دهند و شیاطین را پیروی می‌کنند چنین سرانجامی ایشان را انتظار می‌کشد.

« إذا القوا فیها سمعوا لها شهیقاً و هی تفور » 7
هنگامی که در آن افکنده می‌شوند، از آن بازدمی غیر قابل وصف می‌شنوند در حالی که می‌جوشد.

« تکاد تمیز من الغیظ کلّما القی فیها فوج سألهم خزنتها الم یأتکم نذیر » 8
نزدیک است که از شدت خشم پاره پاره گردد. هرگاه گروهی در آن افکنده شوند، نگاهبانان جهنم از ایشان پرسند: آیا شما را هشدار دهنده‌ای نیامد؟

در این آیات جهنم به انسانی بسیار خشمگین تبدیل شده است زیرا آفریده‌ی خداوند است و همراه سایر آفریده‌ها، پروردگارش را می‌شناسد و او را تسبیح و ستایش می‌کند و از کفرورزی گروهی از انسان‌ها چنان به خشم آمده است، که می‌جوشد و زیر و رو می‌گردد و هر لحظه بیم آن می‌رود که منفجر و متلاشی شود.
سپس آیه در ادامه به ذکر پرسشی توبیخی می‌پردازد تا بیان کند که گرفتار شدن ایشان به چنین عذابی بی عدالتی نیست. آنگاه که سرافکنده پاسخ خواهند داد:
« قالوا بلی قدجاءنا نذیر فکذبنا و قلنا مانزل الله من شیء إن أنتم إلاّ فی ضلال کبیر»9
گفتند: آری، هشداردهنده‌ای به سوی ما آمد ولی تکذیب کردیم و گفتیم: خدا چیزی فرو نفرستاده است، شما تنها در گمراهی بزرگی هستید.

ساخت ماضی «قالوا » بیانگر محقق‌الوقوع بودن سؤال و جواب فوق در روز رستاخیز می‌باشد. آوردن حرف و جمله‌ی جواب در آیه‌ فوق برای مبالغه در اعتراف به آمدن انذارکننده و بیان پشیمانی، تحسر و کوتاهی ایشان می‌باشد.

«إن أنتم إلاّ فی ضلال کبیر»: یعنی شما هشداردهندگان به خاطر ادعاهایتان در گمراهی بزرگ و فراگیری افتاده‌اید و نه تنها خود گمراه گشته‌اید بلکه دیگران را نیز گمراه کرده‌اید.
برخی نیز گفته‌اند در این بخش از آیه، نگهبانان جهنم خطاب به کفار می‌گویند: حال که هشداردهنده بسوی شما آمده ولی تصدیقشان نکرده‌اید و به پیام ایشان گوش فرا نداده‌اید پس تنها شما در گمراهی بزرگی هستید و با این کار زمینه‌ی نابودی و کیفر الهی را برای خود فراهم نموده‌اید.

« و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السّعیر » 10
 و گفتند: اگر شنیده بودیم یا تعقل کرده بودیم در میان یاران آتش سخت برافروخته نبودیم. یعنی نگهبانان برای توبیخ هرچه بیشتر می‌پرسند: آیا آیات پروردگار را نشنیدید؟ و در معانی آنها تعقل نکردید؟ که پاسخ می‌دهند: اگرمی‌شنیدیم و عقل خود را بکار می‌گرفتیم چنین گرفتار دوزخ نمی‌شدیم یا کاش می‌شنیدیم و به آیات مقروء و منظور خداوند در قرآن و طبیعت توجه می‌کردیم و پس از تعقل در آنها چنان حرکت می‌کردیم که گرفتار عذاب الهی نشویم.

« فاعترفوا بذنبهم فسحقاً لأصحاب السّعیر » 11
پس به گناه خود اقرار کردند، دوری از رحمت خداوند بر یاران آتش سخت بر افروخته باد! یعنی به گناه، کفر، تکذیب و عدم توجه به انذار هشدار دهندگان الهی اعتراف کردند که سرچشمه و اساس دیگر گناهان است در نتیجه سزاوار نفرین و دوری همیشگی از رحمت خداوند رحمان گردیدند.
این بخش از آیات بیان سرانجام کسانی بود که مالکیت مقتضی فرمانروایی و فریادرسی خداوند را نپذیرفتند و توانایی مطلق خداوند را انکار کردند و آزمون الهی را با موفقیت سپری ننمودند، اینک در برابر ایشان به سرانجام مؤمنان و پاداش‌های عظیم ایشان می‌پردازد و می‌فرماید:

« إنّ الّذین یخشون ربهم بالغیب لهم مغفره و اجر کبیر » 12
براستی کسانی که در نهان از پروردگارشان می‌ترسندآنان را آمرزش و پاداش بزرگی خواهد بود.
این آیه یکی از ارکان و پایه‌های اساسی اخلاق در اسلام را بیان می‌کند و آن اینکه مؤمنان به خاطر شناخت عظمت و هیبت خداوند از او بیم دارند و ترسیدن ایشان ثمره‌ی معرفتشان می‌باشد و ترس بیشتر ناشی از معرفت بیشتر است. به عبارت دیگر اجتناب ایشان از گناه به خاطر بدبودنش از دیدگاه خود یا دیگران و یا ترس از محاکمه‌ی دنیوی نیست.
غیب در این آیه شامل بیم از خدای نادیده، پاداش و کیفر نادیده، ترس از خداوند در خلوت و اوج اخلاص و دوری از ریا می‌باشد.
به خاطر چنین شناخت و معرفتی گناهانشان آمرزیده و به کردارهای نیکشان پاداش بس بزرگ داده می‌شود.

« و اسروا قولکم اوجهروا به إنّه علیم بذات الصّدور » 13
گفته‌ی خود را پنهان دارید یا آشکارش نمائید، در حقیقت وی به راز دل‌ها آگاه است.
در برابر حقایق و آیات پیشین مخاطبان موضعگیری خواهند نمود و آن را ابراز یا پنهان می‌کنند که در این بخش از سوره بیان می‌گردد که چون خداوند مالک است پنهان کردن یا آشکار کردن مواضع برای او تفاوتی ندارد زیرا او به تمامی اسرار جهان از جمله نیت‌ها و رازهای نهفته در دل‌ها نیز آگاه است، و پیدا است که تنها چنین ذاتی سزاوار فرمانروایی و فریادرسی است.

« الا یعلم من خلق و هو اللّطیف الخبیر » 14
آیا کسی که آفریده است نمی‌داند؟ با اینکه او خود باریک‌بین و آگاه است.
یعنی خداوندی که خالق انسان و تمام هستی است قطعاً با خبر و آگاه است و هیج امری از وی پوشیده و مخفی نمی‌ماند و علاوه بر خالق بودن باریک بین است و گزارش تمامی امور نیز به وی داده می‌شود و بر آنها اشراف دارد در نتیجه خبیر است. پس بدانید که همواره زیر نظر و تحت مراقبت او هستید.

« هو الّذی جعل لکم الارض ذلولاً فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه و الیه النّشور »15
اوست ذاتی که زمین را برای شما رام گردانید، پس در بلندیهایش حرکت کنید و از روزیش بخورید و بدانید برانگیختن و زنده شدن به سوی اوست.
با این آیه بیان مالکیت و تسلط خداوند در این مقطع از سوره به پایان می‌رسد که می‌فرماید: سزاوار فرمانروایی و فریادرسی ذاتی است که زمین متحرک را چنان رام و آرام گردانده که گویی مهد آرام‌بخشی برای آرامش انسان است تا آدمی‌ بتواند بر آن استقرار یافته و زندگی کند گرچه الفت و عادت پیوسته با چنین وضعیتی، این نعمت را از یاد انسان برده است.
همچنین پوسته‌اش نه چنان سفت است که قابل زندگی نباشد، و نه چنان نرم که آرام نگیرد، فشار هوا، جاذبه و فاصله‌اش از خورشید بسیار دقیق تنظیم شده است تا زندگی بر آن میسر و امکان‌پذیر باشد.
تعبیر " فی مناکبها " از یک طرف مبالغه در رام بودن زمین است زیرا حرکت عادتاً بر پشت حیوان می‌باشد امّا هنگامی که بسیار رام باشد می‌توان بر شانه‌هایش نیز راه رفت، و از طرفی دیگر « فی» بجای «علی» بیانگر وسعت بلندیهاست به گونه‌ای که می‌توان در میان آنها راه رفت که تونل‌های امروزی شاید یکی از مصادیق آن باشد.
و پس از گام برداشتن و حرکت در زمین شما از روزی گسترده‌ی خداوند بهره‌مند می‌شوید، آنگاه از آن بخورید و بدانید که این بهره‌مندی آزمایشی و محدود است و سرانجام به سوی او باز می‌گردید و حساب پس خواهید داد.

و اکنون برای بیان توانایی خویش می‌فرماید:
« أ أمنتم من فی السّماء أن یخسف بکم الارض فإذا هی تمور» 16
آیا از آن کس که در آسمان است در امانید که شما را در زمین فرو برد، آنگاه که زمین به حرکت و جنبش و تپیدن افتد؟!

« أم أمنتم من فی السّماء أن یرسل علیکم حاصباً فستعلمون کیف نذیر » 17
یا از آن کس که در آسمان است ایمن گشته‌اید که بر شما تندبادی از سنگریزه فرو فرستد؟ به زودی خواهید دانست که بیم دادن و هشدار من چگونه است!
آری، ذاتی که مسلط بر شماست در هر لحظه می‌تواند مرکب آرام زمین را به جنبش درآورد و چون سمند توسنی شما را در کام مرگ فرو برد و امنیت و آرامش شما را به هراس بدل کند، همچنانکه می‌تواند تندبادی ریگ‌افشان و ویرانگر را فرو فرستد و شما با تمامی دانایی و توانائیتان، چون درمانده و عاجزی تنها نظاره‌گر آن باشید. پس بدانید که تضمین و اطمینانی وجود ندارد و ممکن است که در آینده چنین اتفاقاتی رخ دهد و بایستی هشدارهای خداوند را جدی بگیرید که بهترین دلیل این امکان، وقوع آن در امت‌های پیشین است، چنانکه می‌فرماید:

« و لقد کذّب الّذین من قبلهم فکیف کان نکیر » 18
و پیش از آنان نیز کسانی به تکذیب پرداختند بنگرید که عذاب و انتقام شدید من چگونه بود؟
یعنی همانطوری که در گذشته توانسته‌ایم انتقام بگیریم و غیرمؤمنان را عذاب دهیم اکنون و در آینده نیز قادر خواهیم بود.

« او لم یروا الی الطیر فوقهم صافاتٍ و یقبضنَ ما یمسکهنّ الاّ الرّحمن إنّه بکلّ شیء بصیر » 19
آیا به پرندگان بال‌گستر بالای سرشان ننگریستند که گاهی هم بال می‌زنند؟ تا ببینند که کسی جز خدای مهربان آنها را نگاه نمی‌دارد، براستی او به هر چیزی بینا است.
در این بخش از سوره مظاهر دیگری از مالکیت خداوند بیان می‌گردد بدین ترتیب که یکی از اسرارآمیزترین چیزها در طبیعت و نشانه‌ای ازنشانه‌های تدبیر دقیق الهی پرواز پرندگان است که با مقاومت در برابر بادها و برخلاف قانون جاذبه در فضا و برفراز ما انسان‌ها صورت می‌گیرد.
تعبیر گشودن و بستن بالها با اسم «صافات» و فعل «یقبضن» ممکن است از این جهت باشد که پرندگان هنگام پرواز اغلب بالها را می‌گشایند و گاهگاهی نیز آنها را جمع کرده و می‌بندند.
خداوند با مهربانیش این سنن و قوانین هماهنگ را در هستی مقرر نموده و کسی در این زمینه شریک وی نیست، پس فرمانروا و فریادرسی جز او وجود ندارد.
او به تمامی امور از جمله پرواز پرندگان بیناست و بر همین اساس آنها قدرت پرواز پیدا می‌کنند و این تصویر زیبا، شگفت و هماهنگ را در برابر دیدگان ما انسان‌ها مجسم می‌کنند.

« اَم من هذا الّذی هو جند لکم ینصرکم من دون الرّحمن اِن الکافرون إلاّ فی غرور» 20
یا جز خدای مهربان کیست آن که لشکرتان بوده و یاریتان می‌کند؟! کافران تنها در فریبی وصف‌ناشدنی هستند.
یعنی غیر از خدای مهربان یاور دیگری وجود ندارد که شما را از زیر بار مشکلات و گرفتاری‌های دنیوی و اخروی برهاند و یاریگر شما باشد، پس تنها او را فرمانبرداری کنید و از او یاری بجوئید اگر چه کافران به خاطر فریب‌خوردگی می‌پندارند که بجز خدای مهربان فرمانروا و فریادرس دیگری نیز وجود دارد.

« اَ من هذا الّذی یرزقکم اِن امسک رزقه بل لّجوا فی عتوّ و نفور » 21
یا کیست آن که به شما روزی دهد اگر او روزیش را باز دارد؟ نه، بلکه در سرکشی و رمیدن از حق پافشاری کردند.
روزی انسان‌ها بر اساس خواست خداوند است زیرا تمامی اسباب آن در اختیار اوست. و هرگاه یکی از آن اسباب به عنوان مثال بارش باران را فرو گیرد فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر در سراسر جهان رخ خواهد داد که هیچ کس قادر به مهار آن نخواهد بود.
کافران که این حقایق را نمی‌پذیرند و فرمانروا و فریادرس دیگری اختیار می‌کنند یا شرک می‌ورزند تنها بدین خاطر است که غرق در سرکشی و گریز از حق‌اند و فراموش کرده‌اند که آفریده‌ی خداوندند و بر خوان فضل و کرمش می‌زیند.

« اَفمن یمشی مکّباً علی وجهه اهدی ام من یمشی سویاً علی صراطٍ مستقیم » 22
پس آیا آن کس که نگونسار راه می‌پیماید هدایت‌یافته‌تر است یا آن کس که ایستاده بر راه راست می‌رود؟!
یعنی آن که به حقایق موجود در این آیات متأثر نمی‌گردد جهان‌بینی‌اش محدود و تنگ‌نظر است زیرا متناسب با دلایل موجود در آفاق و انفس که مقتضی توحیدند حرکت نمی‌کند در نتیجه همچون کسی است که سینه‌خیز، سر به زیر افکنده و بدون توجه به پیرامون خویش راه می‌رود و از راه منحرف می‌گردد. و آن که از انذار هشدار دهنده متأثر می‌گردد جهان‌بینی وسیعی دارد و از استعدادهایش در این مسیر درست استفاده می‌کند راست‌قامت است و مسافر راه راستی است که انسان را به مقصد می‌رساند. حال قضاوت کنید که کدامیک از آنها راه‌یافته‌تر است؟!
زندگی با ایمان و توحید که آسان، هادف، راست و درست است یا زندگی با کفر و شرک که دشوار، بی‌هدف و سراسر لغزش و گمراهی است؟!

« قل هو الّذی أنشأکم و جعل لکم السّمع و الابصار و الافئدة قلیلاً ما تشکرون » 23
بگو: اوست آن کس که شما را پدید آورد و برایتان شنوایی و دیدگان و دل‌ها قرار داد، امّا اندکی سپاسگزاری می‌کنید.
پس از بیان هدایت و گمراهی در آیه‌ قبل، خداوند در این آیه از ابزار لازم برای هدایت یاد می‌کند و از کمتر بکارگیری آنها خبر می‌دهد و می‌فرماید: ای پیامبر به مشرکان بگو: خداوند شما را از چیزی که در خور یادکرد نبود آفرید و از نیروی سمع برای دریافت وحی و اندرز، بصر برای نگریستن در آیات مختلف آفاق و انفس در عالم پیدا و قلب برای تأمل و تفکر در عالم غیب و ادراک حقایق ناپیدا بهره‌مند ساخت تا آنها را در مسیر هدفی که به خاطر آن آفریده شده‌اند به کار گیرید و از آنها استفاده کنید، اما بسیار اندک سپاسگزاری می‌کنید و آنها را در جهت اهدافشان بسیار اندک به کار می‌گیرید.

« قل هو الّذی ذرأکم فی الارض و الیه تحشرون » 24
بگو: اوست که شما را در زمین پراکنده کرد و در پیشگاه او جمع خواهید شد.
یعنی خداوند انسان را آفریده و در نقاط مختلف زمین با زبان‌ها و رنگ‌های مختلف تکثیر و منتشر کرده و با بخشیدن ابزار و امکانات هدایت، او را هدف و مقصدی قرار داده تا در مسیر زندگی آزموده گردد و سرانجام برای دریافت پاداش و کیفر حرکت یا عدم حرکت در آن مسیر جمع خواهد شد.
سپس در رابطه با حشر و معاد به تردید مشرکان و توانایی مطلق خداوند در این زمینه اشاره می‌کند و می‌فرماید:

« و یقولون متی هذا الوعد إن کنتم صادقین » 25
و می‌گویند: اگر راست می‌گویید، این وعده کی خواهد بود؟
یعنی مشرکان از روی تعجب و استهزاء و با هدف یافتن بهانه‌ای برای تکذیب و ممانعت از استمرار دعوت به سوی ایمان به روز رستاخیز چنین سؤالی را مطرح می‌کنند در حالیکه پاسخ دادن به آن برای ایشان تفاوتی ندارد که فردا یا پس از میلیون‌ها سال باشد به هر حال آمدن آن روز و دریافت کیفر و پاداش قطعی است اما چون مصلحتی در تعیین زمان وقوعش نیست خداوند پیامبرش را مکلف می‌گرداند که ایشان را چنین پاسخ دهد:
« قل: إنّما العلم عندالله و إنّما أنا نذیر مبین » 26
بگو علم آن، فقط نزد الله است و من تنها هشداردهنده‌ای آشکارم.
آری زمان وقوع قیامت را تنها خداوند می‌داند و از وظایف بنده‌ی برگزیده نیست، مأموریت وی بیم دادن شفاف و صریح مخاطبان است.
در این آیه منزلت آفریدگار و آفریده‌ها، معبود و عبد کاملاً متمایز می‌گردد و اموری همچون علم به زمان وقوع رستاخیز، تنها مخصوص ذات یکتا و بی‌مانند خداوند می‌گردد تا تمامی آفریده‌ها، حتی پیامبران و فرشتگان نیز در برابر مقام با عظمت معبود حق، حریم و ادب بندگی را رعایت نمایند.

« فلمّا رأوه زلفةً سیئت وجوه الّذین کفروا و قیل هذا الّذی کنتم به تدّعون » 27
و آنگاه که آن را نزدیک ببینند، چهره‌ی کسانی که کافر شده‌اند درهم رود، و گفته شود: این است همان چیزی که آن را برای خود می‌خواستید!
یعنی در حالیکه ایشان از روی شک و تردید می‌پرسند، قاطعانه پاسخ داده می‌شوند.
روند سوره بطور غیرمترقبه وقوع و آمدن این روز را به تصویر می‌کشد و آن را بی‌هیچ انتظار و مقدمه‌ای در پیشگاه آنان حاضر می‌گرداند تا اینکه رخسارشان زشت و حالشان بد گردد و توبیخ و سرزنش نثارشان شود: که این همان وعده‌ای است که تقاضایش می‌کردید و برای وقوعش عجله داشتید.
آوردن موصول و صله "الّذین کفروا " بجای ضمیر "هم" جهت سرزنش و بیان علت زشتی و درهم رفتن چهره‌ی ایشان است.
کافران هنگامی که مشاهده می‌کنند که شبهه‌افکنی‌هایشان نه تنها دعوتگر و همراهانش را از ادامه‌ی راه باز نداشته بلکه آنها بیش از پیش بر دعوت به سوی حقایق مذکور در سوره قاطعانه استمرار دارند، چاره‌ای جز نفرین و آرزوی تباهی داعی و پیروانش ندارند و می‌گویند: اگر ایشان نابود شوند از شر این دعوت و تبعات آن می‌رهیم که خداوند در این راستا می‌فرماید:
« قل أرأیتم إن أهلکنی الله و من معی او رحمنا فمن یجیر الکافرین من عذاب الیم»28
بگو: به من خبر دهید، اگر الله مرا و هر که را با من است هلاک کند یا ما را مورد رحمت قرار دهد، چه کسی کافران را از عذاب دردناک پناه خواهد داد؟
یعنی در صورت تحقق آرزوی شما، وضعیت تغییر نمی‌کند و این آرزو شما را از سرانجام کفر و گمراهی و عذاب الهی رهایی نمی‌بخشد، پس بهتر است به فکر نجات خویش باشید چرا که ما از بین برویم یا رهایی یابیم و مورد مهر الهی قرار بگیریم خشنودیم، پس از شناخت این راه و انتخاب آن، و در هیچ شرایطی کوتاه نخواهیم آمد.

« قل هو الرّحمن آمنّا به و علیه توکّلنا فستعلمون من هو فی ضلالٍ مبین » 29
بگو: اوست خدای بخشایشگر، به او ایمان آوردیم، و تنها بر او توکل کردیم، و به زودی خواهید دانست چه کسی خود در گمراهی آشکاری است؟
یعنی گرچه نابودی و رهایی به نسبت ما مساوی است ولی از آنجائیکه به خدای مهربان گرویده و ایمان آورده‌ایم و تنها بر او توکل کرده‌ایم مطمئن هستیم که مورد رحمت شامل و گسترده‌ی او قرار می‌گیریم و آینده روشن خواهد نمود که کافران در گمراهی آشکارند.
و سرانجام در پایان بر حقایق مذکور در ابتدا تأکید می‌ورزد و می‌فرماید:

« قل أرآیتم إن اصبح ماؤکم غوراً فمن یأتیکم بماءٍ معین » 30
بگو: به من خبر دهید اگر آب شما فرو رود، چه کسی آب روان را برایتان خواهد آورد؟
یعنی آنکه مایه‌ی‌ حیات در دست اوست تنها او شایسته‌ی فرمانروایی و فریادرسی است و اگر او آب جاری را در زمین فرو برد هیچکس قادر نخواهد بود که آن را برایتان فراهم کند پس بدانید او بر هر کاری چون کیفر و پاداش نیز بسیار تواناست.
پس بجاست که فرمانروا و فریادرسی جز الله اختیار نکنیم بدان امید که از کیفر او رهایی یافته و از پاداش و خشنودی وی برخوردار شویم. ( ان شاء الله )

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 0:50  توسط روح الله آزموده  | 

تفسیر سوره لقمان

آنگاه با اشاره به مسائل معاد ، هشدار می دهد که رستاخیز را فراموش نکنید و سوره به نام حضرت لقمان نام گرفته است.

غرض کلی: اوایل سوره بیان دوخط فکری است :

خط فکری اول: قرآن که جامعه باید اطراف آن را بگیرد و محافل و مجالس و رسانه ها همه از آن بگویند و آن را بیاموزند.

خط فکری دوم: در مقابل آن و در مقام مبارزه با آن است که شامل تبلیغات سوءبر ضد دین و قرآن و ترویج موسیقی های مبتذل و سرگرمی های غافل کننده می شود که مردم را از پرداختن به قرآن باز می دارد و نیز از طریق مشغول کردن مردم به انواع سریالهای منحرف کننده وغیره که دکانی در برابر آموزشهای معرفتی قرآن شده، بازار قرآن را از رونق می اندازد و آیات مذکور از آنها به « لهوالحدیث » تعبیر آورده است.

حال شما مقایسه کنید که امروزه رسانه های صوتی و تصویری ما و جراید از روزنامه ها و مجلات و بحثها  و میزگردها ، بیشتر در زمینه کدامین خط فکری تأثیر گذاری می کند( قرآن یا لهوالحدیث).

فضیلت سوره: از رسول اکرم (ص) روایت شده که هرکس این سوره را بخواند، حضرت لقمان در قیامت دوست و رفیق او می شود و به عدد کسانی که کارخوب یا بد کرده اند  10 حسنه به او داده می شود.( مجمع البیان ج 8 ص 312 )

در حدیثی از امام باقر(ع) می خوانیم: هرکس این سوره را در شب بخواند خداوند 30 فرشته را  تا صبح در برابر شیطان

صفحه1

ولشگر او، مأمور حفظ او می کند و اگر در روز بخواند ، فرشتگان مزبور اورا تا غروب حفاظت می کنند.( نورالثقلین ج 4 ص 193)

آیات 5-1) با حروف مقطعه شروع شده و حکمت آموزی قرآن را خاطر نشان ساخته است، می فرماید : این آیات کتاب حکیم است، دراینجا به قرآن با اسم اشاره دور «فلک» اشاره کرده تا بگوید افق قرآن کریم تا افق رب العالمین،  بلند است.

این کتاب حکیم،  مایه هدایت و رحمت برای نیکو کاران است در اینجا رحمت را بعد از هدایت آورده بخاطر اینکه انسان وقتی هدایت شریعت را پذیرفت و به احکام آن ملتزم شد، خداوند به او نگاه رحمت می کند و اورا به سعادت دنیوی و اخروی می رساند.

آیه 4) ودر این آیه محسنین را با سه ویژگی نماز، زکات و ایمان به رستاخیز توصیف می کند.

قاعدۀ کلی اینست که ایمان و باور انسان به معاد ، رابطۀ مستقیم و علّی و معلولی با گناه و ترک گناه دارد.

هرچه باور انسان به معاد شفاف تر باشد ترک گناه و عمل به تکالیف دین قطعی تر می شود.

آیات 7-6) شأن نزول: گفته اند این آیه دربارۀ (نضربن حارث) نازل شده است ، او برای تجارت به ایران سفر می کرد و داستانهای ایرانیان را فرا گرفته، برای قریش نقل می کرد و می گفت: اگر محمد(ص) برای شما سرگذشت عاد و ثمود را بیان می کند، من داستانهای رستم اسفندیار و اخبار کسری و سلاطین عجم را بازگو می کنم. لذا عده ای به طرف او می رفتندو استماع قرآن را ترک می کردند.

برخی هم گفته اند : این آیه درباره کسی است که او کنیز خوانده ای خریداری کرده بود و شب وروز خوانندگی می کرد و اورا ازیاد خدا غافل می نمود.

حدیث ) پیامبر(ص) : آموزش کنیزان خواننده و خرید و فروش آنها حرام است و درآمدی که از این راه به دست می آید نیزحرام است.

غنا وموسیقی و مشغولیت به برنامه های منحرف کننده از دامهای شیطان است.

حدیث)امیر مؤمنان حضرت علی(ع) فرمودند: هرچیزی که انسان را از یاد خدا غافل کند در حکم قمار است.

صفحه2

آیات11 - 8 ) در این آیات توجه انسان را به آیات آفاقی سوق داده و نکاتی از خلقت آسمان و زمین را متذکر می شود که دانش امروز بشری به پاره ای از آنها دست یافته است.

آیه 10) آنگاه پس از ذکر ظرایف آفرینش ، با خطاب به مشرکان عالم می گوید: این آفرینش خداوند است ، حالا شما بگوئید، خدایان و معبودان شما کدام آفرینش را ایجاد کرده اند .

این آیه از دلائل توحید که یکی دیگر از اساسی ترین اصول اعتقادی است سخن می گوید.

نخست به پنج قسمت از آفرینش پروردگار که پیوند نا گسستنی با هم دارند، اشاره می کند، این موارد عبارتنداز: آفرینش آسمان، و معلق بودن کرات در فضا و نیز آفرینش کوهها برای حفظ ثبات زمین، سپس آفرینش جنبندگان ، وبعد از آن آب و گیاهان که وسیلۀ تغذیه آنهاست.

و می فرماید: خداوند آسمانها را بدون ستونی که قابل رؤیت باشد آفرید ( خَلَقَ السَّمواتِ بِغَیرِعَمَدٍ تَرَونَها ).

و این اعجاز علمی قرآن است که امروزه دانش نجومی آن را فهمیده است، میان تمام کرات آسمانی نیروهای متعدد جاذبه و دافعه، فاصله ها را محفوظ نگاه داشته که تکیه گاه آنها می باشد و اگر این ستونهای جذب و دفعی مختل شود، ستارگان در هم می ریزند.  

در ادامه به نقش کوهها در زمین اشاره می کند و می گوید : خداوند در زمین کوههای استوار و بلندوبالایی افکند تا زمین شمارا نلغزاند و متزلزل نکند.( وَ اَلقی فِی الاَرضِ رَواسیَ اَن تَمیدَ بِکُم )

یعنی کوهها مایه ثبات و وقار زمینند ، ریشه این سلسله کوهها از درون زمین به هم پیوسته است و چون بتون مسلحی از میلگردها ، کره زمین را در برابر فشارهای بیرونی و درونی محکم نگاه داشته است و گرنه زمین به زودی از هم می پاشید و جاذبه ماه و خورشید در پوسته زمین جزر و مد عظیمی پدید می آورد.

حال که نعمت آرامش آسمان به وسیله ستون نامرئی،آرامش زمین به وسیله کوهها تأمین شد نوبت به آفرینش انواع موجودات زنده و آرامش آنها می رسدکه در محیطی آرام بتوانند قدم به عرصۀ حیات بگذارند.

و می فرماید: و در روی زمین از هر جنبنده ای منتشر ساخت ( وَبَثَّ فیها مِن کُلَّ دابَّهٍ ) ونکته جالب اینجاست که ما

صفحه3

شرایط زندگی را در زمین به گونه ای قرار دادیم که هرگونه جاندار ریز و درشتی بتواند در آن رشد ونمو و زندگی کند، از حیوانات غول پیکر برّی و بحری گرفته  تا حشرات ریز ، درآن زندگی می کنند و این حاکی از ظریف کاری در مهندسی عالم است.

آیه 11) بعد از ذکر عظمت خداوند در جهان آفرینش  ، روی سخن را به مشرکان کرده و آنان را مورد بازخواست قرار می دهد ، می گوید: این آفرینش خداست ، اما به من نشان دهید معبودان غیر او چه آفریده اند. ( هذا خَلقُ ا... فَاَرُونی ماذا خَلَقَ الَّذینَ مِن دُونِه ).

مسلماً آنها نمی توانستند ادعا کنند هیچیک از مخلوقات این جهان مخلوق بتها هستند ، بنا براین به توحید خالقیت معترف بودند ، با این حال چگونه می توانستند شرک در عبادت را توجیه کنند.

لذا در پایان آیه عمل آنها را منطبق بر ظلم و ضلال شمرده ومی گوید: ولی ظالمان در گمراهی آشکارند.( بَلِ الظالِمُونَ فی ضَلالٍ مُبینٍ)

آیه 12)در این آیات و آیات بعد نصایح حکمت آمیز لقمان را خاطر نشان می سازد ،؛ در این آیات 4 بار کلمه «شکر» تکرار شده که رمز آن توحید است . چرا که شکر ، شناخت قدر حق ، و همه حقها از آن خداست .

در اینجا ازشرک نهی و به قدردانی و احسان والدین توصیه شده ، در این آیات از اطاعت اشخاص در معصیت خدا نهی مطلق شده است.

حکمت، علم، دانش استوار و شناخت درست حقایق و مسائل به همان صورت واقعی است.

این معرفت درانسان ، اخلاق پاک و تقوی و هدایت می آفریند ، زیرا او باطن زشت و کریه جرم و گناه و سیمای زیبای نیکیها و فضایل اخلاقی را درک می کند.

حدیث) از امام صادق(ع) : در تفسیر آیه مذکور فرمودند: مراد از حکمت، فهم و عقل است.

حدیث) رسول اکرم(ص)فرمودند: من به حق می گویم که لقمان پیامبر نبود ، ولی بنده ای بود که بسیار فکر می کرد ،

ایمان و یقینش عالی بود، خدارا دوست می داشت، و خدا نیز اورا دوست داشت، و نعمت حکمت بر او ارزانی فرمود........

صفحه4

آیه می فرماید: مابه لقمان حکمت دادیم و گفتیم: شکر خدا را بجا آور، هرکس شکر گذاری کند تنها به سود خود شکر کرده و هرکس کفران کند زیانی به خدا نمی رساند ، خدا بی نیاز و ستوده است.

حکمتی که قرآن از آن سخن می گوید، مجموعه ای از معرفت و علم، اخلاق پاک و تقوی و نور هدایت است.

لقمان بخاطر داشتن حکمت به شکر خداوند پرداخت، او هدف نعمتهای الهی و کاربرد آن را می دانست و آنهارا در همان هدفی که برای آن آفریده شده بود بکار می بست واصل حکمت اینست:« به کاربستن هرچیز در جای خود » پس شکر و حکمت به یک نقطه باز می گردند.

آیه 13) بعد از معرفی لقمان می فرماید: به خاطر بیاور « هنگامی که لقمان به فرزندش گفت: پسرم چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک ظلم بزرگی است»

آیه 14) نخست می فرماید: و ما به انسان درمورد پدر و مادرش سفارش کردیم و به زحمات مادر اشاره می کند: «مادرش اورا با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد» و اضافه می کند:« ودوران شیرخوارگی اودر دوسال پایان می یابد » سپس می گوید: « برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور» ودرپایان می فرماید:« بازگشت همه شما بسوی من است».

آیه 15) هرگاه آن دو (پدر و مادر) تلاش کنند که توچیزی را همتای من قرار دهی که از آن آگاهی نداری(بلکه میدانی باطل است)از ایشان اطاعت مکن و از کسانی پیروی کن که توبه کنان بسوی من آمدند پس باز گشت شما بسوی من است و من شمارا از آنچه در دنیا می کردید، آگاه می سازم.

آیات 19-16) لقمان توجه فرزندخودرا به مسائل معاد و دقت حساب و کتاب آخرت جلب کرده اورا به انجام واجبات از نماز و امر به معروف و نهی ارمنکر توصیه می کند و سپس به تواضع در روابط با مردم سفارش کرده و از غرور و فخر فروشی ، از متکبرانه وبلند حرف زدن با مردم نهی کرده است.

باور داشتن به اینکه ذره ترین اعمال انسان در این عالم و در علم الهی برای قیامت نگهداری می شود ، در اصلاح نفس و پرهیز از گناه و عمل به واجبات ، نقش اساسی دارد.

حدیث) رسول خدا(ص) فرمودند: کسی که برای خدا فروتنی کند ، خدا اورا بر بسیاری از بندگانش برتری می بخشد.

صفحه5

آیات 24-20) در این آیات می فرماید: اگر آنها اهل خرد ورزی باشند باید از این همه نعمتهای اعطایی خداوند به یکتا پرستی روی آورند ، ولی آنها منطقی جز این ندارند که ما گذشتگان خودرا بت پرست یافتیم، و مقلد آنها هستیم ، آنها را به حال خود رها کن و بدان هرکس خودرا تسلیم خداوند کرد، به سعادت رسیده است و ما کافران را در دنیا مختصری برخوردار می کنیم و سپس آنهارا به سوی عذاب می کشانیم.

حدیث) درباره نعمت از امام باقر(ع): نعمت آشکار، پیامبر و معرفت ا.. و توحید است و اما نعمت باطن ،ولایت اهل بیت و محبت ما.

در پایان آیه دربارۀکسانی سخن می گوید که منکر این همه نعمتهای خداوند هستند و به جدال و ستیز دربرابر حق برمی خیزند، می گوید: و برخی مردم دربارۀ خدا بدون هیچ دانش و هدایت و کتاب روشنگری مجادله می کنند.

آیات 28-25) دراین آیات خاطر نشان می سازد که توحید یک امر فطری است ، سپس به وسعت و علم خدا و آمار آفریده های خدا اشاره کرده و بینهایت بودن آنها را در قالب تمثیلی بازگو میکند و بعد به شنوا وبینا بودن خداوند اشاره دارد یعنی خداوند تمام سخنان انسانها را می شنود ،حتی حدیث نفس درونیشان را استماع می کند و نیِّت انسان که همان حدیث نفس است و درون و بیرون آنها را می بیند، پس چیزی از وجود ظاهری و باطنی انسانها از شنود و رؤیت خداوند بیرون نیست.

وبرای خداوند سخت و آسان و کوچک وبزرگ مطرح نیست بلکه برای بشر اینها خیلی سنگین می آید ولی برای قدرت نامحدود خداوند این تقسیم بندیها موردی ندارد زیرا او با یک اراده می آفریند و تفاوت نمی کند که ارادۀ او آفرینش عالم عظیم باشد یا آفرینش یک دانه گندم. بگوید: باش ،پس می شود.

آیات 32-29) در این آیات به قسمتی از تدبیر امور زیستی و نظام زندگی انسان اشاره کرده می گوید: خداوند با کم و زیادکردن شب و روز ، چهارفصل را پدید می آورد و نعمت دریا و بهره برداری از آن را در اختیار انسان گذاشته است ، همچنین توحید فطری انسان را که در بلایا، ظهور می کند خاطر نشان ساخته است.

توجه انسانها به انواع قدرت نمایی های خداوند که اندیشۀ توحیدی را تقویت می کند ، جلب می کند و همین طور اشاره به

صفحه6

اینکه این نظام کیهانی قرار نیست تا ابد ادامه یابد بلکه پایانی دارد و زندگی دنیا موقتی است.

در تفسیرها آمده است : به هنگام فتح مکه پیامبر(ص) جز چهارنفر همه را مشمول عفو عمومی کرد، عکرمه که یکی از آن چهار نفر بود ناچار به فرار گردید و سوار کشتی شد .

در وسط دریا طوفانی برخاست.

اهل کشتی گفتند: بیائید، از بتها وداع کنید. چرا که کاری از آنها ساخته نیست ، عکرمه گفت: خدایا من باتو عهدمی بندم که اگرمرا از این مهلکه نجات دهی دست در دست پیامبر گذارم و ایمان بیاورم ، او نجات یافت و نزد پیامبر آمد و مسلمان شد.

آیات 34-33) مفهوم کلی آیات اشاراتی به صحنه قیامت دارد که از فریب دادن شیطان و دنیا و هوای نفس شدیداً برحذر می دارد و سپس به علم غیب اختصاصی خدا در مورد زمان وقوع قیامت و زمان ومحل مرگ ومیر انسانها و غیره اشاره دارد.

کسی که بداند خداوند ناظر و آگاه از تمام اعمال و نیات اوست، کمتر گناه می کند و راحت تر به تکالیف دین همت می گمارد ، یعنی آن روز هرکسی چنان به خود گرفتار است و در پیچ و خم اعمال خویش مشغول است که به دیگری نمی پردازد حتی پدر و فرزند هیچکدام به فکر دیگری نیستند.

یکی از یاران امام صادق(ع) پرسید؟ آیا امام علم غیب می داند؟ فرمودند: نه، امام علم غیب نمی داند، ولی وقتی اراده کند که چیزی رابداند خداوند به او تعلیم می دهد.( اصول کافی ج1 ص 201 )      

برای حسن ختام چند نمونه ازسخنان لقمان حکیم:

- فرزندم دنیا دریای عمیقی است که خیلی ها در آن غرق شده اند ، کشتی خودرا ایمان به خدا قرار ده، بادبان آن توکلو توشه تو تقوی باشد، اگر سالم عبورکردی،به رحمت خداست و اگر هلاک شوی بخاطر گناهان توست(مجمع البیان ج 8 ص 317)

-  دستور بزرگتر را بشنو ، به درخواستهای مکشروع پاسخ مثبت ده و هرگز منفی بافی نکن. ( اصول کافی ج1 ص13)

- کتاب خدارا تلاوت کن و خدارا فراموش ننما.( المیزان ج 16 ص235) 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت 0:45  توسط روح الله آزموده  | 

هفته وحدت مبارکباد

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 0:50  توسط روح الله آزموده  | 

مسابقات کاردستی فجر89

w3rmkji00o0kqh735aak.jpg
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 0:13  توسط روح الله آزموده  | 

داور برتر مسابقات فجر89

i0xeq7v8cd839b2k8e.jpg
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 22:30  توسط روح الله آزموده  |